ابراهيم عاملي ( موثق )

12

تفسير عاملي ( فارسي )

كه بمفضّل بن عمر و عمرو بن يزيد فرمود : پيغمبر گناه نداشت و خداوند گناه پيروان او را عهده دار شد كه بيامرزد 2 - سيّد مرتضى گفته است : ذنب مصدر است و ممكن است اضافه بفاعل خود شود و هم بمفعول خود و در اين جمله اضافه به مفعول است يعنى « من ذنبهم اليك » يعنى گناهى كه مردم با تو كردند و - جلوگيرت شدند كه به مسجد الحرام به روى مىآمرزد ، و معنى آمرزش با اين توضيح : نسخ و بردن احكامى است كه بايد با دشمنانش رفتار شود و نيز آنچه با تو بخواهند رفتار كنند نابود مىكند و مىپوشد بواسطه ى فتح . پس ارتباط « لِيَغْفِرَ لَكَ » به جمله ى جلو « إِنَّا فَتَحْنا » اين است كه فتح و گشايش وسيله مىشود كه گناه آنها در رفتار با تو پوشيده شود كه نه تو مجبور باشى با آنها بدشمنى رفتار كنى و نه آنها بتوانند به تو و مسلمين آزار و اهانت كنند . و نيز چند معنى ديگر براى اين جمله گفته‌اند : 1 - اگر در گذشته گناه كرده اى يا بآينده گناه كنى مىآمرزيم . 2 - مقصود از گناه ترك مستحبّ و بهتر است كه « حسنات الابرار سيئات المقرّبين » آنچه براى ديگران جايز است برترى مقام پيغمبر آن را براى آن حضرت ناروا مىدارد « 1 » .

--> ( 1 ) پيش از فتح مكه مسلمانان بسيار ناراحتى كشيده بودند بخصوص گروهى از مهاجرين كه خود را از هستى ساقط مىديدند و همهء اموالشان در مكه در دست مشركين قرار گرفته بود و نيز در اثر جنگهاى متوالى و زخمى شدن و كشته دادن ناراحت بودند و گاهى اظهار مىكردند و گله داشتند ، و مشركين أيضا سخت از پيغمبر كه از آغاز دعوت نه تنها بتها را مسخره ميكرد و موهوم مىدانست ، بلكه آنها را از پرستش آن جدا منع مىكرد ، لذا هر دو دسته مسئول اين رنجها را پيغمبر مىدانستند ، پس از فتح مكّه هر دو گروه آگاه شدند كه خود اشتباه مىكردند و گناهى را كه براى پيغمبر قائل بودند نادرست بوده . و مراد از گناه امت كه در حديث آمده اينست يعنى گناهى كه مردم مشرك از قديم در بارهء تو تصوّر مىكردند و گناهى كه كوتاه فكران مسلمان اخيرا مىپنداشتند هر دو را خدا بخشود . و اگر اين توجيه را نپذيريم وجهى براى ارتباط فتح نمودن خدا مكه را و آمرزيدن گناهان پيغمبر و يا امّت بوسيله فتح به نظر نمىرسد . ( مصحّح )