ابراهيم عاملي ( موثق )

22

تفسير عاملي ( فارسي )

و اخلاقى او به اندازه ى متوسّط رسيد كه خويهاى او زياده از اندازه و كم از حدّ لازم نبود و داراى ملكه ى عدالت شد كه حدّ استواى اخلاقى است به او فهم و دانش داديم و مردم نكوكار ار كه در حدّ متوسّط اخلاقى باشند چنين پاداش ميدهيم چون لازمه ى عدالت فهم و علم بطور كلَّى است . و اگرچه مفسّرين گفته‌اند مقصود از حكم ، نبوّت است و امام فخر اعتراض كرده است كه اگر مقصود از حكم نبوّت باشد بايد همه ى نيكوكاران پيغمبر باشند ، چون گفته شده است « كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » يعنى همين طور كه بموسى پاداش پيغمبرى داديم به همه ى نيكوكاران ميدهيم ، و اين طور كه ما احتمال داديم مقصود همان رفتار عادلانهء موسى است و پاداش او علم و حكمت است ، ولى مقام پيغمبرى او بعد از نقل اين قسمت از دوران زندگى او است كه رفتن بدنبال آتش و شنيدن آواز « إِنِّي أَنَا اللَّه » است و اين آيه براى مقام كمالات درجه ى اوّل موسى است نه مقام نهائى و پيغمبرى او كه پس از چند سال به او عنايت شد . 4 - آيت 24 جمله ى « رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ - تا آخر » شايد بتوان گفت : چون زارى موسى از سوز دل بود به زودى مستجاب شد كه آن دختر آمد و او را نزد پدر برد . 5 - آيت 26 جمله ى « خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ » يك روش عمومى نفسانى و اجتماعى را نشان ميدهد كه براى پذيرش كار مردم و مزدورى بايد نيروى آن كار در شخص باشد با درستى ، كه بتواند كار انجام دهد ، و با درستى انجام دهد ، و البتّه در اين شرط جدائى ميان كارها نيست رئيس جمهور و نخست وزير مزدور ملَّت هستند چنان كه كارگر بيل بدست مزدور افراد است ، و هر كدام توانائى كار يا امانت در كار نداشته باشند شايستگى ندارند . 6 - آيت 27 جمله ى « سَتَجِدُنِي - تا - مِنَ الصَّالِحِينَ » وظيفهء كار فرما را نشان ميدهد كه چون در دنباله ى قرار داد مزدورى موسى به پدر دختر گفته است نميخواهم بر تو سخت بگيرم و پس از آن گفته است : مرا مردى درستكار خواهى