ابراهيم عاملي ( موثق )
20
تفسير عاملي ( فارسي )
السّلام عليك ايّها النّبيّ - تا آخر و او گفت السّلام علينا و على - تا آخر . « ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرِي » 38 مثنوى در دفتر سوّم در داستان ادّعاى طاووسى كردن شغال اين ادّعاى فرعون را چنين گفته است : آن شغال رنگ رنگ اندر نهفت بر بناگوش ملامتگر بگفت بنگر آخر در من و در رنگ من يك صنم چون من ندارد خود دشمن چون گلستان گشتهام صد رنگ و خوش مر مرا سجده كن از من سرنكش اى شغالان همين نخوانيدم شغال كى شغالى را بود چندين جمال آن شغالان آمدند آنجا بجمع همچو پروانه بگرداگرد شمع جمله گفتندش چه خوانديمت هدى گفت : طاووس نر چون مشترى پس بگفتندش كه طاووسان جان جلوه ها دادند اندر گلستان تو چنان جلوه كنى گفتا كه نى باديه نارفته چون گويم منى « 1 » بانگ طاووسان كنى گفتا كه لا پس نه اى طاووس خواجه بو العلا خلعت طاووس آيد ز آسمان كى رسى از رنگ و دعويها بدان همچو فرعون مرصّع كرده ريش پرتو از موسى پريده از خريش او هم از نسل شغال ماده زاد در خم مالى و جاهى اوفتاد هر كه ديد آن مال و جاهش سجده كرد سجده ى افسوسيان را او بخورد گشت مستك آن گداى ژنده دلق از سجود و از تبخترهاى خلق هان اى فرعون ناموسى مكن تو شغالى هيچ طاووسى مكن سوى طاووسان اگر پيدا شوى عاجزى از جلوه و رسوا شوى موسى و هارون چو طاووسان بدند پرّ جلوه بر سر و رويت زدند زشتيت پيدا شد و رسوائيت اوفتادى پست از بالائيت چون محك ديدى سيه گشتى چو قلب نقش شيرين رفت و پيدا گشت كلب « وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ » 41 فخر : يعنى آزادشان قرار
--> ( 1 ) مقصود آبادى منى است در مكه كه براى قافيه الف به صورت يا تلفّظ شده است .