ابراهيم عاملي ( موثق )
14
تفسير عاملي ( فارسي )
خضر گفت : عقلها نسبت به حكم خدا حكم فرما نيستند بلكه امر خدا حاكم بر عقلها است ، پس آنچه از من بينى صبر كن و تسليم باش . « أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ » 77 مجمع : ابن عبّاس گفته است : آن قريه انطاكيه بود ابن سيرين و محمّد بن كعب گفتهاند أبلَّه ى بصره بود . و گفتهاند دهى در ساحل دريا بود بنام ناصره كه به همان مناسبت نصارى و پيروان عيسى به اين نام خوانده شدهاند و از امام صادق عليه السّلام همين معنى روايت شده است . تفسير حسينى نوشته : چون آمدند باهل ديهى كه انطاكيه بود يا ايله ى بصره « 1 » يا با جروان ارمنيّه يا برقه از روم يا بربر زمين . « فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما » فخر : در كتابهاى حكايت ديدهام كه چون اين آيه به گوش مردم آن آبادى رسيد يك بار طلا خدمت پيغمبر ( ص ) بردند و عرض كردند ما به اين بار طلا با شما معامله ميكنيم كه باى جمله ى « ابوا » را تبديل بتاء كنى تا چنين قرائت شود « فاتوا ان يضيّفوهما » و به اين معنى باشد : چون آن دو نفر تقاضاى غذا كردند مردم آن ده آمدند كه آنها را پذيرائى كنند . و مقصود ما از اين معامله اين است كه ننگ راندن مهمان آن همچنين مردم از ما اهل اين آبادى برداشته شود ، پيغمبر ( ص ) قبول نفرمود كه تغيير اين نقطه از كلام حقّ موجب ايجاد دروغ در آن مىشود . « فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَه » 77 كشف نوشته : و امّا ديوار كه آن را عمارت كرد اشارت است بنفس مطمئنّة ، چون ديد كه در كوره ى مجاهدت پاك و پالوده گشته و نيست خواهد شد گفت : يا موسى مگذار كه نيست گردد كه او را بر آن درگاه حقوق خدمت است عمارت ظاهر او و مراعات باطن او فرض عين است كه
--> ( 1 ) أيلة - با فتح همزه و سكون ياء - شهرى است در ساحل قلزم در طرف شام ، و گفتهاند مرز حجاز است با شام و در بصره أيله اى نيست ، و ظاهرا لفظ بصره زائد است يا - أبلَّه - بضم همزه و باء و تشديد لام و فتحش ، كه شهرى است در كنار دجله نزديك بصره - بوده و تصحيف شده است . ( مصحّح )