ابراهيم عاملي ( موثق )

9

تفسير عاملي ( فارسي )

« إِلَيْه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً » 4 تأويلات : يعنى بازگشت در قيامت صغرى به عين ، جمع مطلق است و در قيامت كبرى به عين جمع ذات و فناء در آن . فخر : در اين جمله مفصّل بحث كرده است براى اثبات قيامت و معاد . آلوسى : بعضى از عرفا گفته‌اند : بازگشت و مرجع عاشقان بجمال او است و عارفان بجلال او ، و بازگشت خائفين بسوى عظمت حقّ است و موحّدين بسوى كبرياى او است ، و مشتاقان را مرجع بسوى وصال او است و محبّين را قرب او ، و مرجع اهل عنايت ذات خداوند است . « يُفَصِّلُ الآياتِ » 5 مجمع : مردم بصره و ابن كثير و حفص و عجلى با ياء خوانده و ديگر قاريها « نفصّل » با نون قرائت كرده‌اند . « لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ » 6 فخر : يعنى تقوى و ترس از عاقبت موجب فكر و انديشه در عوالم الهى است ، قفّال گفته است : آنكه انديشه كند به اين آفرينش و آفريده ها ، ميداند كه زندگى وابسته به سختى و دشوارى است ، پس نميتوان آن را بيهوده و بيكاره بر گذار كرد ، و معلوم مىشود كه خداوند ما را طورى آفريده است كه در كار و كوشش باشيم و اين خود موجب تعيين دستور و وظيفه و پاداش و مجازات است ، و نتيجه اين فكر و قضاوت تصديق مبدء است و معاد . « الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا » 7 طبرى : يعنى نميترسند از حضور ما در قيامت ، از اين جهت منكر ثواب و عقاب هستند و مشغول به دنيا . فخر : يعنى طمع ثواب ندارند ، چون لقاء خدا يعنى تجلَّى جلال حقّ و نمودارى پرتو كبريائى در روح آدمى كه خود شريفترين سعادت و بالاترين درجه انسانى است و هر شخص عاقل بآرزوى آن است ، و ممكن است معنى لقاء خدا ديدار و وصول برحمت و ثواب باشد ، و اين نيز نهايت آرزوى انسانى است ، پس رجاء لقاء حقّ ، كنايه است از ايمان بحقّ و انتظار آينده ، و آنكه ايمان و انتظار ندارد چنين اميدى ندارد . بيان السعادة : اين جمله كنايه از جهل است ، چون آن كه عالم به چيزى