ابراهيم عاملي ( موثق )

70

تفسير عاملي ( فارسي )

آنگاه كه آسوده بودند و فرصت ايمان بود مؤمن نشدند و چو سرنوشتشان نمودار شد وقت زندگى و بهره مندى از دين باقى نمانده است ] 97 پس چرا يك آبادى نبود كه [ تا فرصت باشد مردم آن ] مؤمن شوند و از آن بهره برند بجز گروه يونس كه چون [ مجال داشتند و ] ايمان آوردند ز آزار و خوارى اين جهانى آسوده شان كرديم و تا روزگارى ز زندگى بهره مندشان داشتيم 98 و اگر خداى تو بسرنوشت كرده باشد همه ى مردم روى زمين حقّ پذير مىشوند و كى تو خودت مىتوانى مردم را وادار كنى مسلمان شوند ؟ 99 و كسى را فراهم نشود بحقّ بگرود مگر بفرمان خدا [ چنان كه او ] پليدى و كفر بسرنوشت مردم بيخرد كرده است 100 اى محمّد بمردم بگو : بنگريد چه آفريدگانى در آسمانها و زمين است [ تا قدرت آفريننده را ببينند ] با اينكه براى مردم بىايمان نشانه و بيم و نويد سودى ندارد : 101 و مگر چشم به راه روزهائى هستند بمانند آن روزها كه بر سر مردم در گذشته ى پيش از ايشان آمد ؟ [ اى محمّد اگر چنين انتظارى دارند بگو ] شما چشم به راه [ سرنوشت خود ] باشيد كه ما با شما چشم براهيم [ كه سر انجام كار ما با شما بكجا باشد ؟ ] 102 و البتّه ما از آن پس پيامبران و آن كسان كه حقّ پذير شدند ز گرفتارى رها كنيم ، و اين چنين است كه بر ما شايسته و استوار بود كه حقّ خواهان و مؤمنان را زبد برهانيم . سخن مفسرين : « آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ » 90 مجمع : از نافع و ابو جعفر نقل - شده است كه همزه ى دوّم را ساقط كرده‌اند و حركت آن را بلام داده‌اند و « آلان » قرائت كرده‌اند ، و در جمله ى « آمَنْتُ أَنَّه » مردم كوفه « ان » با فتح همزه خوانده - اند و ديگران با كسر آن ، و اختلاف است كه اين سخن از كى است ، بعضى گفته‌اند جبرئيل بجوابش چنين سخنى گفت . و بعضى گفته‌اند سخن خداوند است كه او را سرزنش كرده است و معنى جمله اين است « قيل له ء الآن آمنت و قد عصيت » . به او گفتند : بگذشته نافرمانى كردى و اكنون كه عاجزى مؤمن شدى ؟ « نُنَجِّيكَ » مجمع : بعضى با تخفيف جيم خوانده‌اند و ديگران با تشديد آن و يك قرائت « نُنَجِّيكَ » با حاء مهمله است و معنى چنين است : تو را بر كنارى ميگذاريم .