ابراهيم عاملي ( موثق )
524
تفسير عاملي ( فارسي )
هاى جلو معلوم مىشود : جمله ى « يُرْسِلَ عَلَيْها » دلسوزى است و بيدار باش كه چون آنكه مؤمن است مىبيند طرف سخنش مغرور است و منكر همه ى حقايق كه گفته است : « ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً و ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِه أَبَداً » يعنى قيامت و نابودى سرمايه براى من مشكوك است ، او در جوابش گفته است : بدين انديشه مباش كه ممكن است خدا براى من كه هيچ ندارم بهتر بدهد و مال تو را نابود كند ، آنگاه اين پند و احتمال نمودار شد و معلوم شد دلسوزى او بجا بوده است ، 6 - در آيت 47 جملهء « حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ » چون در دنباله ى سخن از مردان كافر و مؤمن و داستان و مرد كافر و مؤمن گفته شده است قرينه است كه حشر و فراهم شدن در قيامت منحصر است به انسان كه بحدّ وظيفه و تميز دين و كفر باشد . ولى آدم غير مميز و حيوانات حشر و قيامت ندارند . 7 - در آيت 50 گفته شده است « فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ - كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ » دو احتمال در اين جمله به نظر ميرسد : اوّل - چون در فكر آن مردم كه قرآن براىشان خوانده ميشد جنّ موجودى بوده است منفور و مهيب و مؤذى به آنها يادآورى شده است كه همان ابليس كه از دسته ى جنّ سهمناك است و از آن گريزان هستيد از آغاز پيدايش شما آدميزادها دشمن بوده است تا آن اندازه كه فرمان خدا را نبرده است و فروتنى به پدر شما نكرده است ، ولى شما در برابر چنين دشمن تسليم به او هستيد چون هوا پرستى و زياده روى در زندگى مولود وسوسه و تلقين شيطان است كه او شرّ است و زشتى و مخالف با سعادت و جلوگير از اطاعت پيغمبر و رسيدن بدرجات عاليه ى انسانى است ، دوّم - چون كلمه ى جنّ بمعنى نهانى و پوشيده است ، و در برابر ملائكه كه آفريده هاى مهربان و خوب هستند گفته شده است ، شايد بتوان فهميد كه در برابر فرشته ها و همه ى مهربانيها و خوشيها كه براى آدم آماده و با سجود و فروتنى هستند يك چيز نهانى و پوشيده اى است كه دشمن است و نافرمان و اين نافرمانى شما دنباله ى رابطه و دوستى با همان خاصيّت نهانى است كه شما را مفرط كرده است و ستمكار كه از همنشينى با مسلمانان فقير ننگ داريد ، 8 - در آيت 57 جمله ى « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ » تا آخر شايد اشاره باشد