ابراهيم عاملي ( موثق )

522

تفسير عاملي ( فارسي )

« أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ قُبُلًا » 55 كشف : « قُبُلًا » با ضمّ قاف و باء جمع قبيل به - معنى دسته دسته است ، و قرائت مردم كوفه است ، و قرائت ديگران بكسر قاف و فتح باء بمعنى برابرى و مقابله است ، و مقصود از اين جور عذاب پيش آمد روز بدر است . « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ » 56 فخر : عجب است كه اين چند جمله ى اوّل آيه دليل قدريّه است و آخر آيه « إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً » دليل جبريّه است و كمتر آيتى است در قرآن كه براى عقيده ى يك دسته دليل باشد و باز نظير آن آيه دليل عقيده ى دسته ى ديگر نباشد ، و اين روش براى آزمايش مردم عالم و متفكّر است نسبت به آنها كه مقلَّد هستند و نسنجيده سخن ميگويند . « وَتِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ » 59 كشف : مقصود مردم نوح و عاد و ثمود است . « وَجَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً » كشف : حفص با فتح ميم و كسر لام خوانده است كه اسم زمان باشد يعنى براى وقت هلاك و نابودىشان ميعاد معيّن بود و با فتح هر دو قرائت شده است تا مصدر باشد ، يعنى براى نابودىشان و با ضمّ ميم و فتح لام قرائت شده است كه اسم مفعول باشد يعنى براى مهلك و نابود شدگىشان . سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 27 « اتْلُ ما أُوحِيَ » تا آخر ، شايد اشاره باشد به آنچه در مفاد داستان اصحاب كهف نوشتيم و دنباله ى همان مطالب باشد كه اين مردم از آنچه شنيده‌اند و در خاطر دارند با تو در ميان ميگذارند و باز خود هم اظهار نظر ميكنند ، ولى نبايد دل تو با اين مردم و سخن آنها باشد بلكه هر چه از سوى پروردگارت ميرسد همان را بخوان و بس ، و اين جور جمله بخصوص « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه » خود نشانه است كه گفته هاى مردم در داستان اصحاب كهف مناسب مقام تو نيست چون همه تبديل شده است و به چند جور نقل شده ولى تو همان الهام الهى را بخوان كه درست است و پايدار 2 - جمله ى « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه » چنان كه در مواقع مناسب گفته شده است همانطور كه سخن نمودار و مظهر اراده ى آدمى است آفرينش و آفريده ها مظهر قدرت و اراده ى حقّ هستند و در برابر آن قدرت لا يزال چيزى متصوّر نيست تا تغيير و تبديل آنها متصوّر باشد ، و اين گفتار مخالف