ابراهيم عاملي ( موثق )

498

تفسير عاملي ( فارسي )

« وَنُقَلِّبُهُمْ » مجمع : حسن بصرى « تقلبهم » با فتح تاء و باء و ضمّ لام خوانده است . « وَكَلْبُهُمْ باسِطٌ » 18 كشف نوشته : چون فرا راه بودند آن سگ بر پى ايشان افتاد كه شما مهمانان عزيزيد و مهمان عزيز طفيلى برتابد آن سگك در موافقت گامكى چند برداشت تا بقيامت مؤمنان در قرآن قصّه ى وى ميخوانند و او را جلوه ميكنند كه « وَكَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْه بِالْوَصِيدِ » پس چه گوئى كسى كه همه ى عمر خويش در صحبت اولياء بسر آرد و در موافقت ايشان قدم باز پس ننهد گوئى در قيامت اللَّه تعالى او را از ايشان جدا كند ؟ « كلَّا و لمّا » . طبرى : بعضى گفته‌اند : يكى از سگهاشان با آنها بود ديگرى گفته است بدهقانى گذشتند كه بآئين آنها بود و با سگ نگهبان كشت خود همراه آنها شد ، ديگرى گفته است : سگ شكارى آنها بوده است ، و بعضى گفته‌اند : مقصود آدمى است كه طبّاخ انها بوده است و همراه شده است . ابو الفتوح : از امام صادق عليه السّلام روايت است كه آن حضرت « كالبهم » قرائت ميفرمود يعنى آنكه صاحب سگ بود بر در غار بود . روح البيان : چوپانى بر دين آنها بود چون از او گذشتند با سگ خود از پى آنها رفت و سعدى گفته است سگ اصحاب كهف روزى چند پى نيكان گرفت و مردم شد و حسن بصرى گفته است : در سگ خوئى چند است كه شايسته است آدمى هم بر آن باشد : 1 - آن حيوان بيشتر گرسنه است و سزاوار است كه انسان گرسنه باشد كه روش صالحين است . 2 - او جاى معيّن ندارد و اين خود از نشانه هاى متوكّلين است ، 3 - اندكى از شب ميخوابد و براى آدمى نشانه ى دوستى است ، و علامت محبّين است . 4 - آنچه صاحبش بزند و آزارش كند باز ميآيد و اين از نشانه - هاى مريدين صادقين است ، 5 - اگر او را برانند و باز پاره اى نان دهند سر سپرد و كينه ندارد و اين نشانه نرم دلى و علامت الخاشعين است ، 6 - اگر سفره اى