ابراهيم عاملي ( موثق )

480

تفسير عاملي ( فارسي )

كشف نوشته : تا شرف و كرامت مصطفى ( ص ) در آن پيدا شود كه پيوسته از حضرت عزّت بوى پيغام و نامه ميآيد و تا بزرگوار و شريف بنده اى نباشد او را اين تخصيص ندهد كه پيوسته بسخنان و پيغام خود او را مينوازد . « أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِه » 107 مجمع : يعنى آنها كه پيش از نزول قرآن عالم بتورات بودند مثل عبد اللَّه بن سلام و ديگران . و حسن بصرى گفته است : يعنى آنها كه پيروان محمّد و امّت او هستند ، و بعضى گفته‌اند : مقصود آنهائى هستند كه تورات و انجيل را خوانده و دانسته‌اند . « يَخِرُّونَ لِلأَذْقانِ » 107 فخر : زجّاج گفته است : چون هنگام سجود چانه و ذقن آدمى نزديكتر قسمت صورت است به زمين به اين جمله گفته شده است ديگرى گفته است « اذقان » كنايه است از ريشهاى مردم و ممكن است براى كمال فروتنى ريش خود بر زمين بمالند و براى همين معنى است كه اينجور گفته شده است ، ( در فارسى هم براى غلق و كمال تواضع ميگويند : فلان كس ريش بپلاس ميمالد ) ، قول سوّم اين است كه چون انسان در هنگام ترس ممكن است بىاختيار بر زمين بيفتد و بجاى پيشانى چانه بر زمين برسد « للأذقان » گفته شده است . و تكرار اين جمله براى اختلاف دو حالت آدمى است كه در اول حال سجده را ميفهماند و در دوّم حالت گريه را نشان ميدهد و از اين جهت در دنباله ى آن از زيادى خشوع ياد شده است به اين جمله « يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً » . حسينى : گفته‌اند : سجده ى اوّل براى شكر و دوّم براى تأثّر از موعظه قرآنى است و شيخ سجده ى دوّم را سجود التّجلَّى ناميده چون در دنباله ى آن گفته شده است « وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعاً » و چون خشوع مولود از تجلَّى است پس ، زيادى خشوع دليل زيادى تجلَّى است ، شعر : لمعه ى نور تجلَّى از قدم بر حدوث افتد فرو ريزد ز هم برهان : محمّد بن يعقوب نقل كرده است كه از امام صادق عليه السّلام پرسيدند اگر كسى در پيشانى آسيبى داشت كه نتوانست آن را به سجده بگذارد چه كند