ابراهيم عاملي ( موثق )

48

تفسير عاملي ( فارسي )

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 45 تا 56 ] وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّه وَما كانُوا مُهْتَدِينَ ( 45 ) وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّه شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ ( 46 ) وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 47 ) وَيَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 48 ) قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلا نَفْعاً إِلَّا ما شاءَ اللَّه لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ ( 49 ) قُلْ أرَأَيْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُه بَياتاً أَوْ نَهاراً ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْه الْمُجْرِمُونَ ( 50 ) أثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِه آلآنَ وَقَدْ كُنْتُمْ بِه تَسْتَعْجِلُونَ ( 51 ) ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ( 52 ) وَيَسْتَنْبِئُونَكَ أحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّه لَحَقٌّ وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ( 53 ) وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي الأَرْضِ لافْتَدَتْ بِه وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 54 ) أَلا إِنَّ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 55 ) هُوَ يُحيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ( 56 ) معنى لغات : امّة - دسته ، صنف روش ، هنگام ، قد و بالاى آدمى ، اجل - آخر وقت و هنگام مرگ ، ساعة - وقت حاضر ، جزئى از شب و روز ، يستعجل - وادار مىكند و فرمان ميدهد بشتاب در كار . ترجمه : 45 و به آن روز كه اين بيدينان را برستاخيز فراهم كنيم پندارند يك ساعت به دنيا نبوده‌اند و يكدگر را در ميان خود مىشناسند و البتّه آنها كه ديدار حقّ باور نداشتند به آن روز زيانبرده‌اند و راه بسوئى نبرند 46 پس خواه چيزى از آنچه وعده كرده‌ايم بر سرشان آوريم و به تو بنمائيم و يا پيش از آوردن آن مرگ تو را رسانيم [ كه آزار اين كافران نبينى ] سر انجام بازگشتشان بسوى ما باشد و آنگاه مائيم گواه آنچه كرده اند 47 چون براى هر ملَّتى پيامبرى بوده است و با آمدن پيامبرشان [ و نمودن راه خوب و بد بايشان ] همانا داورى ميانشان بداد باشد و بر كس ستم نشود [ چه هر كه گرفتار شود سزاى او است كه دانسته است و بد كرده است ] اين كافران به تو گويند : اگر اين كه شما مسلمانان گوئيد راست است پس كى خواهد آمد ؟ تو بگو : 48 من توان سود و زيان خود ندارم مگر آنچه خدا بخواهد و هر مردمى را سر انجامى بود و چون روزگار آن رسد دمى پس و پيش نمىشود 49 به آنها بگو : چه گمان مىبريد ؟ اگر آزار خداوندى بشب يا بروز بر سرتان آيد آن چگونه بود كه گنه - كاران آن را ميخواهند كه زود برسد [ و گويند : اگر اين راست بود كى بيايد ] 50 آيا پس از آنكه گرفتارى خداوندى بر سرشان آيد هماندم مؤمن شوند ؟ با اينكه به لاغ و فسوس شتاب ميكردند كه چرا زود نميرسد 51 وز آن پس كه گرفتارى ز سوى حقّ رسيد بستمكاران گويند : آزار جاودانى بچشيد كه جز به آنچه كوشيديد سزا نه بينيد . 52 اين كافران درستى خبر قرآن و رستاخيز از تو مىپرسند [ كه مىشود آن را باور كرد ؟ ] تو بگو : سوگند بپروردگار من كه آن دوست است و شما جلوگير آن نتوانيد شد 53 و اگر آنكه ستم كرده [ و به راه حقّ نرفته ] آنچه در زمين است مال او باشد