ابراهيم عاملي ( موثق )
457
تفسير عاملي ( فارسي )
براى اعمال ظاهرى مثل برابرى با دشمن و خوددارى از ناشايست و نيز فرار از دشمن و امساك و مضايقه ى در مال پس دعوت در قيامت و ثواب و عقاب به اين كارها است كه از آن اخلاق توليد مىشود . روح البيان : در تأويلات نجميّه است كه اگر امام و مقصود و مقصد ملتى دنيا و خواسته هاى زندگى بود در محشر بان نام آوازشان ميكنند و اگر خوشيها و درجات معنوى بود ميگويند اى اهل آخرت . « وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ » 73 طبرى : قريش پيغمبر را از بوسيدن حجر الاسود منع كردند تا شايد با آنها موافقتى كند آنحضرت در دل گرفت كه به ظاهر با آنها موافق شود كه مانع او از بوسيدن حجر نشوند اين آيه آن حضرت را ياد آور و جلوگير شد . قتاده گفته است : شبى تا صبح قريش پيغمبر را استماله كردند كه تو آقا و آقا زادهء ما هستى چرا ادعائى ميكنى كه ديگرى نكرده تا عاقبت نزديك بود پيغمبر اظهار موافقتى فرمايد كه اين آيه نازل شد . ابن عبّاس گفته است : قبيله ى ثقيف از پيغمبر خواهش كردند يك سال آنها را مهلت بدهد كه آنچه مردم نذر براى بتشان ميآورند بگيرند و جمعآورى كنند آنگاه بت را بشكنند ، پيغمبر در دل گرفت كه مهلت دهد اين آيه منعش كرد . « 1 » مجمع : حديث صحيح است از پيغمبر كه آنچه در دل آدمى از امت من بگذرد تا آنگاه كه زبان به آن نگشايد و يا به آن اقدام نكند چيزى گردنگير او نمى - شود . فخر : از اين آيات سوء استفاده كردهاند بر امكان معصيت پيغمبر و جواب
--> ( 1 ) آيه دلالت بر آن ندارد كه پيغمبر ميل بموافقت آنان كرد و خداوند او را بازداشت بلكه به عكس دلالت دارد كه او را نگاه داشت تا متابعت نكند . استاد ما مرحوم شعرانى فرموده عصمت انبيا بلطف الهى است و اگر پيغمبر نبودند و اين لطف الهى در بارهء آنان نبود مانند ديگر مردمان ميل بباطل ميكردند چون در عصمت مستقل و بىنياز از خداوند نيستند ، مانند آنكه گوئيم اگر خورشيد را خدا نور نداده بود تاريك بود معنىاش آن نيست كه خورشيد قبلا تاريك بود ( مصحح ) .