ابراهيم عاملي ( موثق )

446

تفسير عاملي ( فارسي )

پدر تو را لعن كرده است و آن وقت تو هنوز متولَّد نبودى و بتبع پدر خود ملعون خداوند هستى . عدّه اى ديگر گفته‌اند : « الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ » يعنى يهود چون در آيت ديگر است « لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا » . و تناسب اين آيه با آيت جلو كه اعلام شده است : اظهار معجزات مصلحت نيست اين است : كه آنها معجزه مى - خواهند و تو اظهار ميدارى كه مصلحت نيست آنها از اين جواب شاكّ و دو دل ميشوند كه سخن تو حقّ و درست باشد ولى اين ترديد موجب سستى كار تو نيست و پيشرفت براى تو خواهد بود چنان كه در قضيّه ى رؤيا و شجره ى ملعونه ترديد و فتنه و انكار شديد فراهم شد ولى عاقبت تسليم شدند و تو موفّق شدى اكنون هم در برابر خواهش معجزه همين جواب را بگو و مترس كه توفيق با تو رفيق است . استفاده و سخن ما در اين آيات : 1 - در اين آيات از جمله ى « آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه » تا « لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا » در ضمن دوازده آيه ده دستور معيّن شده است كه اساس اجتماع در زندگى بشر است ، كه در هيچ تمدّن و تحوّل بشر قابل كم و زياد نيست . 2 - در دنباله ى اينها جمله ى « لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ » شايد اشاره باشد كه از تخلَّف از اين دستورها مستلزم شرك و انكار قدرت بينهايت حقّ است كه ما را آفريده و صلاح و كمال ما در زندگى با اين دستورها معيّن كرده است ، چون پس از آنها گفته شده است : اينها جملگى پند است و حكمت از جانب خدا به تو وحى مىشود پس تو با خدا شريك قرار مده كه وارونه ى جهنّم ميشوى ، اين طرز بيان و قرينه گفتن نشانه ى اين است كه شريك قرار دادن معادل است با ترك اين دستورها و انكار مصلحت در انجام و اطاعت از اين دستورها مستلزم خود سرى و انكار وحدانيّت حقّ است . و اين خود بيان كمال اهميّت اين وظايف است . 3 - جمله ى « لا تَقْفُ ما لَيْسَ تا آخر » تمام كارهاى آدمى را به نظر او آورده و توجّه داده او را كه در انديشه و گفتار و كردار خود با كمال علم و اطَّلاع باشد ، چون گفته است : دنبالگيرى مكن آنچه را نميدانى كه گوش و چشم و دل مسئول هستند ، خود