ابراهيم عاملي ( موثق )
444
تفسير عاملي ( فارسي )
ديگرى موجب عبرت شما باشد . فخر : ممكن است گفته شود : مقصود از معجزه استدلال بر درستى دعواى پيغمبر است پس چگونه در اين جمله گفته شده است : معجزه فقط براى ترساندن مردم است ، جواب اين است كه چون معجزه نمودار شد معلوم نيست اين حادثه - اى كه موجب خوف است و پيش آمده است يا عمل شخصى است براى اعجاز و چون فكر كنند حقيقت نمودار شود ، و همين است معنى تخويف كه اول تحريك شوند و نگران باشند و چون دقيق شوند دريابند پس خوف است كه وسيله ى استدلال است . « 1 » « وَإِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ » 60 مجمع : يعنى به ياد آر آنگاه كه به تو گفتيم : خدا عالم باحوال مردم است و فكر و كارشان و در قبضه ى قدرت او بىاختيارند حسن گفته است : مقصود تحريك پيغمبر است بر ثبات دعوت و بيباكى از تهديد اعراب يعنى خدا مطَّلع است كه چون بتقاضاى معجزات كه آنها دارند توجّه نشود دشمن تو و مؤذى تو خواهند بود ولى خدا نگهبان تو است ، مقاتل گفته است : يعنى خدا تو را خبردار كرد كه بر مردم مكه مسلَّط است و آنجا را در اختيار تو خواهد گذارد . جبّائى گفته است : يعنى خداوند مسلط است بر انجام خواسته ها و معجزات ، و صلاح و فساد مردم ، پس تو به كار تبليغ خود باش كه آنچه صلاح باشد انجام خواهد شد يا لطف و پيدايش معجزات يا مصلحت و منع از نمودارى آنها . « وَما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا » 61 طبرى : عدّه اى مثل ابن عبّاس و سعيد بن جبير و حسن بصرى گفتهاند : يعنى در معراج كه به تو بسا چيزها نمايانديم وسيله ى فتنه و گرفتارى و آزمايش مردم بود كه نپذيرفتند و پيغمبر را دروغگو دانستند و بعضى از
--> ( 1 ) پيغمبران از جانب خداوند براى ارشاد مردم آمدهاند و براى صدق گفتار خود آيات و معجزاتى آوردهاند لذا تقاضاى معجزه غير از آنچه آوردهاند تقاضاى كودكانه است و چنانچه خداوند آنچه آنها بخواهند بياورد جز براى تخويف و عذاب معنى ديگرى نخواهد داشت ، و در صفحات قبل گفتيم كه مدعى خود بايد دليل و بينه داشته باشد اما نه هر دليلى كه خصم از او بخواهد ، و اگر بنا بود هر كس جداگانه دليلى بخواهد بايد همه عمر پيغمبر براى اين و آن معجزه بياورد و مجالى براى بيان دعوت خود نجويد ( مصحح ) .