ابراهيم عاملي ( موثق )

439

تفسير عاملي ( فارسي )

و براى آنها موجب كرى گوش و كورى دل و چشم است . اسباب النزول : ابن شهاب نقل كرده است كه چون پيغمبر ( ص ) براى اعراب قرآن ميخواند آنها ميگفتند : دل ما آماده ى اين سخنان نيست و گوش ما كر است و ما از تو جدا هستيم ، اين آيه براى جواب اين سخنان آنها نازل شد . « إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ ) * - تا آخر » 46 طبرى : يعنى آنگاه كه تو قرآن ميخوانى و « لا إله الَّا اللَّه » ميگوئى اين كافران را بد ميآيد و پراكنده ميشوند چون يگانگى حقّ در نظرشان غير معقول است . مجمع : بعضى گفته‌اند : يعنى چون بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ميگوئى آنها پشت ميكنند و متنفّر ميشوند . « نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَسْتَمِعُونَ ) * - تا آخر » 47 فخر : مفسّرين گفته‌اند : پيغمبر ( ص ) بعلى فرمود غذائى فراهم كرد و اشراف مشركين را دعوت كرد و خود آن حضرت بر آنها وارد شد و قرآن براىشان خواند و فرمود : موحد شويد « لا إله الَّا اللَّه » بگوئيد تا عرب و عجم مطيع شما شوند آنها با يكديگر براز ميگفتند : اين مرد جادو شده و خرد خود را از دست داده است ، اين جمله ها نقل گفتار اعراب است . « انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثالَ » 48 فخر : يعنى هر كسى از اين كافران تو را تشبيهى و توصيفى كرده است : يكى كاهن گفته ، ديگرى جادو ، و آن يك معلَّم ، و باز ديوانه و هم شاعر گفته‌اند : [ « فضلَّوا » يعنى ترا نشناختند و آنچه گفتند با تو منطبق نبود « فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا » پس راهى ندارند و ترا نميتوانند شناخت چرا كه در گفتار تو نظر نمىكنند و عقل خويش جز در راه ناصواب به كار ميگيرند . « وَقالُوا أإِذا كُنَّا عِظاماً » آنگه كه ما استخوان شديم و پوسيده گرديم ما را پس از اين برانگيزند و خلقى نو گرديم و اينرا از روى تعجّب و استبعاد ميگفتند : « قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً » بگو هر چه باشيد خواه سنگ و يا آهن و يا سختتر من شما را بميرانم و زنده كنم و اگر به مثل مرگ شويد شما را مرگ بچشانم و بميرانم . « فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ ) * تا آخر » 51 ، سرهاى خود را از روى استهزاء و سخريّه