ابراهيم عاملي ( موثق )
422
تفسير عاملي ( فارسي )
و سعيد بن مسيّب گفت : « اوّاب » آن بود كه گناه كند پس توبه كند ، پس گناه كند پس توبه كند . سعيد جبير گفت : « أوّاب » رجّاع باشد يعنى كثير الرّجوع . مجاهد گفت : آنان باشند كه گناه خود ياد كنند در خلوت و استغفار كنند از آن عمر بن دينار گفت : آن باشد كه جائى بنشيند در آن مجلس حديثها رود و گفتگوى شود و چون خواهد برخاست گويد پروردگارا بيامرز ما را از آنچه در اين مجلس گفتيم و كرديم . سخن ما در اين آيات : 1 - قضيّه ى معراج بهر صورت كه بوده است ما نمى - توانيم با دليل [ عقل ] و يقين چگونگى آن را احراز كنيم و بيشتر آنچه تا كنون در اين مطلب گفته شده است نقل كرديم تا هر كس ببيند و بتواند قضاوت كند ، آنچه ما ميتوانيم بگوئيم اين است : بموجب اين آيت « اسرى » و ديگر آيات و اتّفاق عموم مطَّلعين چه مسلمان و چه غير مسلمان و احاديث منقول براى ما يقين است كه علاوه بر نزول وحى و قرآن و سخنهاى هميشگى پيغمبر يك پيش آمد مهمى براى آن حضرت بوده است و آيا اين سانحه چه آثارى از آن بجا مانده است كه بتوانيم تشخيص بدهيم البتّه ، براى ما فراهم نيست و نميتوانيم بفهميم كه چگونه و بكجا انجام شده است فقطَّ مىدانيم كه بعد از آن وظائف شبانه روزى كه نماز باشد معين شد و بعضى رهبريهاى آن حضرت كه بمشاهدات معراج محوّل ميفرمود از آثار آن پيش آمد بوده است ، و جمله ى « لِنُرِيَه مِنْ آياتِنا » خود دليل است كه اين حادثه و گردش براى زيادى معرفت آن حضرت بوده است كه آيات و آفاق آفرينش را ببيند و بيناتر و هشيارتر شود و آيت بعد « وَآتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ » قرينه مىشود كه ، همين حادثه و گردش مختصر پيغمبر برابر بوده است با تمام دوران تكامل و تربيتى موسى كه مشمول فراگيرى تورات شده است و لايق رهبرى يهود . و آنچه به آن مدّت بموسى رسيد فقطَّ در همين مدت كم بپيغمبر رسيد ، و اگر شهرت نميداشت كه اين حادثه در دوران بعثت و مقارن هجرت آن حضرت بوده است ، ممكن بود از اين آيه بفهميم كه آغاز وحى و نبوّت بوسيله ى اين حادثه بوده است . اين است كه ميگوئيم اين جمله هاى « اسرى تا - آياته » طورى بيان شده است كه جز اقرار بمقام محمّدى ( ص ) و عجز در چگونگى