ابراهيم عاملي ( موثق )
41
تفسير عاملي ( فارسي )
و يا بمنزله ى علَّت است براى « حقّت كلمة » و مقصود تهديد به عذاب است . « فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ » 34 ابو السعود : يعنى چگونه شما را از حقّ منصرف بباطل ميكنند ، و در جمله ى « تصرفون » آخر آيت جلو و هم اين جمله به صيغه ى فعل مجهول گفته شده است براى اشعار به اين كه شخص عاقل خود از حقّ بباطل و از راه راست ببيراهه و گمراهى متوجّه نميشود بلكه ديگرى او را مجبور بچنين روش مىكند . « أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى » 35 تبيان : عدّه اى گفتهاند : يعنى يا آنكه حركت نميكند مگر كه حركتش دهند و او را بجنبانند . مجمع : در كلمه ى « يهدّى » شش قرائت نقل كرده است كه مولود از تشديد و تخفيف دال است و هم حركات مختلف ياء و هاء گفتهاند : مقصود به اين جمله ملائكه و جن است كه اگر راهنمائى شوند ، به راه راست ميروند . و بعضى گفتهاند : مقصود رؤسا و پيشوايان هستند كه رهبر بضلال و گمراهى هستند . و هم گفتهاند : يعنى مگر اينكه خداوند به آنها وسيله ى عقل و فهم بدهد آنگاه اگر به راه راست بروند هدايت ميشوند . « إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ » 36 تبيان : حقّ وقتى درك مىشود كه معلوم باشد ولى اگر مظنون بود چون احتمال خطا در آن راه دارد حقّ نيست و راه صواب نخواهد بود . البتّه گاهى ظنّ و گمان موجب حكم و وسيله ى عمل مىشود ، اگر دليلى از عقل و شرع بر آن باشد ، و اگر دليل بر پذيرفتن مظنون نبود و دليل بر تشخيص درستى و نادرستى آن داشته باشيم عمل به آن مظنون جايز نيست ، زيرا اين كار مثل آن است كه از معلوم دست برداريم و پى مظنون برويم . روح البيان : در مثنوى است : وهم افتد در خطا و در غلط عقل باشد در اصابتها فقطَّ كشتى بىلنگر آمد مرد شرّ كه ز باد كژ نيابد او حذر لنگر عقل است عاقل را امان لنگرى دريوزه كن از عاقلان بعضى از عارفين گفتهاند : اگر ايمان در ظاهر دل بود آدمى هم دنيا و هم آخرت را دوست ميدارد كه گاهى دلش با حقّ و گاهى با خود است ، ولى اگر