ابراهيم عاملي ( موثق )

380

تفسير عاملي ( فارسي )

نبود . 124 البتّه براى نسل او دستور شنبه بود [ ولى بزيان آنهائى تمام شد ] كه در انجام آن دو دسته شدند و مخالفت كردند ، و البتّه در قيامت به اين اختلافات رسيدگى مىشود ، 125 و لكن وظيفه ى تو اى محمد دعوت به راه حقّ است با پند و حكمت و اگر بحث و استدلال شد با روشى نيكو باشد و زبانى ملايم [ و بيش از اين وظيفه اى ندارى ] كه خداوند خبر دارد كه به راه است و كه گمراه است . 126 و [ اگر از بد رفتارى كافران ناچار شديد ] بآزار آنها از آن اندازه كه با شما بد كرده‌اند تجاوز نكنيد و اگر شكيبا باشيد و مجازات نكنيد نتيجه ى بهتر دارد ، 127 و تو خود اى محمّد شكيبا باش [ كه اين خود كومك و ياورى است از جانب خدا ] و از كفر عرب اندوه مدار و از حيله شان در تنگناى مباش 128 كه خداوند با مردم با تقوى و نيكوكار است . سخن مفسّرين : « يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ » 103 كشف : غلامى بود از مردم روم بنام يسار يا جبر كه پيوسته با پيغمبر بود و از آنچه بانجيل خوانده بود براى آن حضرت نقل ميكرد ، عكرمه گفته است : او غلام بنى عامر بود بنام يعيش يا عابس بود و غلام حويطب بن عبد العزّى كه مسلمان شد و مؤمن بود ، و ضحّاك گفته است سلمان بود نحّاس گفته است : اين گفته ها همه ممكن است درست باشد و سخن كافران مربوط به اين اشخاص باشد . « لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْه أَعْجَمِيٌّ » 103 كشف : جمله ى « يُلْحِدُونَ » با فتح و ضم ياء قرائت شده است يعنى زبان آنكه اين اعراب متوجّه به او شده‌اند و پنداشته اند معلم تو است غير عربى است و الكن . « لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » 103 فخر : اين جمله ميفهماند كه بر فرض دعواى دروغ شما درست باشد و مطلبى پيغمبر از آن مرد فرا گرفته باشد بر اعجاز او بس كه به عربى فصيح گفته است . « إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ » 105 فخر : مقصود از اين جمله جواب ديگرى است بر گفته ى اعراب كه ديگرى پيغمبر را تعليم ميدهد به اين بيان كه چون ، بآيات حقّ ايمان ندارند تهمت ميزنند و دروغ جعل ميكنند و قرآن را مولود تعليم