ابراهيم عاملي ( موثق )

370

تفسير عاملي ( فارسي )

اين آيه نازل شد « * ( فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّه ) * تا آخر » يعنى بازداشت خواهم و پناه گيرم بخداى از آن ديو نفريده ى رانده و نيز در كشف الأسرار نوشته است : آن روز كه رايت جلال بسم اللَّه از مكمن غيب بيرون دادند و جبرئيل امين بمحمّد عربى فرود آورد ، گفت و گوى و جست و جوى در اهل آفرينش افتاد ، آن زخم رسيده ى قهر ازل كه او را ابليس گويند ديدند در وجد آمده و مقهور سلطان سماع گشته ، گفتند : اى مهجور مطرود ترا از اين خلعت و عزّ اين نام و عشق اين پيغام چه آگاهى است ؟ گفت : آرى ، به آن مقتداى اهل سعادت چنين گفتند كه چون قصد خواندن كلام مجيد ما كنى بر سر كوى آن مهجور مطرود گذرى كن و بگوى « اعوذ باللَّه من الشّيطان الرّجيم » ما را آن عزّ نه بس كه پرده دارى درگاه قرآن مجيد ، بما دادند ؟ و آن شرف نه بس كه تا بقيامت خوانندگان قرآن نام ما در پيش مى - دارند ، اگرچه قهر است از درگاه او ، ما را با اين قهر خوش است . از دستت ار آتش بود ما را از گل مفرش هرچ از تو آيد خوش بود خواهى شفا خواهى الم موسى گفت « اعوذ باللَّه » دو خلعت يافت يكى : قرب مناجات « و قرّبناه نجيّا » ديگر از دشمن خلاص و نجات « و نجيّناكم من آل فرعون » نوح گفت : « انّى اعوذ بك » دو خلعت يافت : يكى سلام و تحيّت « يا نوح اهبط بسلام » ديگر ، بركات « و بركات - عليك و على » يوسف صديق گفت « معاذ اللَّه » دو خلعت يافت : يكى حفظ و عصمت « كذلك لنصرف عنه » ديگر شرف اخلاص و تخصيص عبوديت « انّه من عبادنا