ابراهيم عاملي ( موثق )
365
تفسير عاملي ( فارسي )
رشته ى خود را باز كند و به صورت پنبه نمايد . و ابن جريج گفته است : زنى بود در مكّه مشهور بخرقاء يا حمقاء « 1 » كه آنچه ميرشت باز ميكرد ، قتاده گفته است : اين مثلى است براى پيمان و سوگند شكنى كه اگر شنيديد زنى از پس رشتن نخ را به صورت پنبه كرد ، خواهيد گفت : چه زن احمقى است ، اين كار همانند آن است . ابو الفتوح نوشته است : كلبىّ و مقاتل گفتند : اين زنى بود كه كم خرد از قريش و او را ريطة بنت عمرو گفتندى و لقب او جعل بود ، او دوكى بكرده بود مقدار يك ارش و نهكى در سر آن كرده مقدار انگشتى « 2 » ، و با دريسه اى بزرگ در خور آن در او افكنده و پشم و موى رشتى به آن و پرستاران را فرمودى تا از آن ميرشتندى از بامداد تا نماز پيشين ، چون نماز پيشين بودى بفرمودى تا آنچه رشته بودندى تاب باز بدادندى خوى و عادات او بر اين بود . « تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى » 92 مجمع : يعنى سوگند را وسيله ى خيانت قرار ميدهيد ، و اين جمله ها براى آن مردم است كه در پيمان خود سوگند بر وفادارى به آن ياد ميكردند و در دل قصد خيانت داشتند و مردم بسوگند آنها مطمئن ميشدند و گرفتار پيمان شكنى ميشدند ، نهى از اين عمل شده است كه بواسطه ى زيادى عدد و قدرت يك دسته و ضعف خود و همسوگندتان نقض عهد نكنيد و سوگند را وسيله ى مكر و حيله قرار ندهيد . كشف الاسرار : مجاهد گفته است : براى مردمى است كه با كسانى پيمان استوار كرده بودند ، و چون با عده ى با شوكت قوىتر برابر شدند پيمان شكستند و به اين عده
--> ( 1 ) خرقاء و حمقاء هر دو لفظ مؤنث است و مذكر آن أخرق و احمق مىباشد ، بنا بر اين وصفاند نه اسم و پاره اى گويند نام آن زن ريطه بنت عمرو بوده است . و لكن حقيقت آنست كه اشاره بزنى معهود و مخصوص نيست بلكه مثلى است زيرا اگر زنى معروف بود اختلاف در اسم پيدا نميشد . ( مصحح ) ( 2 ) نهك ترجمهء « حجنه » است كه بر سر دوك مينهند ، و با دريسه تخته ى گردى است كه بر آخر دوك نصب ميكنند براى جلوگيرى از ريختن رشته ها از بيخ دوك . ( مصحح )