ابراهيم عاملي ( موثق )

292

تفسير عاملي ( فارسي )

جان عارفان ، و سلوت دوستان و آسايش مشتاقان ، دلهاى مؤمنان بدان آراسته عيب ايشان بدان پوشيده ، دين ايشان به آن كوشيده ، سعادت و پيروزى فرداى ايشان در آن پيدا كرده ، بشارتى عظيم است دانايان قرآن و خوانندگان آن را از بهر آنك اطوار طينت ايشان خزينه ى آيات قرآن است و سويداى دل ايشان مستودع اسرار عزّت قرآن است ، و معلوم است كه جوهر تا در صدف بود صدف بعزّ جوهر عزيز بود از خطر ايمن و از آفت ضياع محفوظ ، حفظ تورات با بنى اسرائيل بود چون توصيف شده در قرآن « بما استحفظوا من كتاب اللَّه » و آنها تحريف و تبديل كردند ، و قرآن را خود حافظ است كه گفته شده است « انّا له لحافظون » پس چون خود حافظ آن است ، البتّه « انّه لكتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه » . و « كَذلِكَ نَسْلُكُه فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ » 12 طبرى : يعنى همچنان كه كفر در دل پيشينيان راه داشت و جايگرفته ، در دل اين مشركين ملَّت تو نيز آن كفر و استهزاى پيغمبران را داخل ميكنيم و جاى ميدهيم . مجمع : بلخى و جبّائى گفته‌اند : يعنى وارد ميكنيم قرآن را در دل مشركين تا وسيله ى هدايت داشته باشند و خود مقصر باشند در انحراف و كفرشان . « فَظَلُّوا فِيه يَعْرُجُونَ » 14 طبرى : بعضى مفسّرين معنى كرده‌اند : يعنى ملائكه به آسمان بروند ، بعضى ديگر گفته‌اند : يعنى خود كافران به آسمان بالا روند . [ ابو الفتوح : « سلوك » فعل لازم است و « سلك » متعدّدى گفته مىشود « سلك فلان الطَّريق سلكته أنا » و فرق ميان ايشان بمصدر پيدا شود ، و مراد بسلك ادخالست على تأويل الإحضار بالقلب [ يعنى ] تا بدل ايشان بگذرانيم ، و يا در دل ايشان افكنيم . و در ضمير « نسلكه » خلاف كردند كه به چه كسى باز ميگردد حسن بصرى و بلخى و جبّائى گفتند كه راجع است به « ذكر » كه در « نزّلنا الذّكر » گذشت و مراد قرآن است يعنى ما حديث قرآن و انديشه ى در او در دل ايشان افكنيم تا به او ايمان آرند و نيارند . و بعضى دگر گفتند ضمير راجع است به استهزاء كه در آيه