ابراهيم عاملي ( موثق )
288
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : ذر - هم - يعنى رها كردن و مصدر آن [ وذر ] بفتح واو است ولى بمعنى پريدن چيزى و جراحى كردن زخم است و بمعنى رها كردن استعمال نشده است فقطَّ مضارع و امر به اين معنى استعمال شده است ، يلههم - از مصدر الهاء بمعنى مشغول كردن ، از ناتوانى رها كردن ، لوما - امام فخر از فرّاء و زجّاج نقل كرده است : اين كلمه با « لو لا » و « هلَّا » بمعنى اگر نه و چرا استعمال مىشود و لام در « لو لا » با ميم در « لوما » تبديل شده است مثل « خاللته و خالمته » و « هو خلمى و خلَّى » كه از خلَّت بمعنى دوستى است ، شيع - جمع شيعه تابع و پيرو ، دسته . بروج - جمع برج بمعنى منزل و مسكن عالى و با قدر و قيمت ، و قسمتهاى مسير ماه و خورشيد كه بروج دوازده گانه ى حمل و ثور و جوزا باشد باصطلاح قديم . شهاب - مادّه ى روشن و خيره كننده چشم مولود از آتش ، كه باصطلاح تير شهاب كه شب ديده مىشود ، و بقول ميبدى در كشف الأسرار : شاخى آتش . صلصال - گل خشك شده ى صدادار كه چون بر هم بخورد مثل سفال صدا مىكند . حمأ - گل سياه رنگ . مسنون - ( قاموس : ) « الحماء المسنون المنتن » . ترجمه : بنام خداى رحمان و رحيم ، 1 الف لام راء اين كه پيغمبر براى شما