ابراهيم عاملي ( موثق )

270

تفسير عاملي ( فارسي )

دانى اصل مسلَّم بشرى است اين آيه مردم آن روز را كه فكرشان نارسا بوده و تشخيص نداشته‌اند ترسانده است و متوجّه كرده است بلزوم رعايت آن در برابر نعمتهاى الهى كه چنانچه دگر مردم در برابر كفران و ناسپاسى مجازات ميكنند و انتقام مى - كشند و در برابر شكر بر نعمت ميفزايند و يا ادامه ميدهند پس در قدرت حقّ نيز همين اصل را در نظر بگيريد كه اگر قدردان و شاكر نبوديد نعمتتان نابود مىشود و آزار مىبينيد ، و چون گفتگو در كفر و ايمان است كه در آيت بعد گفته شده است « إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الأَرْضِ » شايد نظر به همين باشد كه بخاطر آوريد دوران گرفتارى در چنگ فرعون و نعمت آزادى بعد آن را و بترسيد كه دوباره گرفتار شويد پس تسليم باشيد و مؤمن شويد ، ولى اگر همه ى بشر كافر شوند و قدردان نباشند خداوند بىنياز است و باكى نيست ، در مرتبه ى دوّم كه اين آيه سخن موسى نباشد همانطور كه ابو الفتوح معنى كرده است ، شايد اشاره باشد بيك اصل طبيعى و مقصود از شكر و كفر ، قدردانى و توجّه و جمعآورى است و نابود كردن و بى اعتنائى است ، و روى سخن با مردم مكّه است كه متوجّه باشيد خداوند اعلام كرده است : اگر شكر كرديد و قدردان بوديد و توجّه كرديد و جمعآورى كرديد براى شما ميفزايم و قيد و شرطى نشده است كه شكر بر چه و قدردانى از چه باشد و هر چه به انسان عنايت شده است اگر قدردان بود البتّه زياد مىشود ، بطور مثال از نعمت پيغمبر اگر قدردانى و اطاعت شد همه متمدّن و بصلاح خواهند بود و آسوده و اگر قدردانى نشد باختلاف و وحشيگرى و جنگ و غارت گرفتار ميشوند ، اگر قدر نعمت اموال و سرمايه را بدانند و آن را جمعآورى و وارسى كنند و به كار بيندازند البتّه زياد و خوب مىشود و اگر قدر ندانند و وارسى نكنند كفران است و به زودى نابود خواهد شد و همچنين سلامتى آدمى و دوستى او با ديگران هر يك نعمتى است كه اگر شكر آن گذارده شود و مواظبت و نگهدارى ، پايدار و افزون خواهد شد و گر نه نابودى است و افسوس . پس نتيجه ى آيه اخطار است كه آنچه انسان در اختيار دارد بايد شكر و قدردانى و مواظبت و وارسى كند و هر چيزى در حدود خود و شكر و وارسى مخصوص به خود دارد كه اگر ناشكرى شد و قدردانى و وارسى نبود البتّه نابودى است ،