ابراهيم عاملي ( موثق )

265

تفسير عاملي ( فارسي )

« فَيُضِلُّ اللَّه مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي » 4 مجمع : يعنى آنها كه مستحقّ عقاب هستند از راه بهشت ببيراهه شان ميبرد ، و بعضى گفته‌اند : يعنى آنها كه مشمول لطف خدا نيستند از راه وصول بلطف محرومشان مىكند و آنها كه مشمول لطف هستند راهنمائيشان مىكند به آن راه ، پس آنكه فكر و تأمّل كند هدايت مىشود و خدا او را ثابت در دين ميدارد و آنكه توجّه نكرد و رو گرداند خوار و بيچاره اش مىكند . كشف : چون در جمله ى جلو گفته شده است « لِيُبَيِّنَ لَهُمْ » پس نتيجه اين است كه فرستادن پيغمبران براى بيان و توضيح وظائف است نه براى گمراه كردن و راه نمودن ، چون اضلال و هدايت با خدا است . « وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّه » 5 طبرى : يعنى براى آنها يادآورى كن روزهاى خوشى و نعمت خدا را كه از دشمن نجات يافتند و سرزمين او را تصرّف كردند . و بعضى گفته‌اند : يعنى يادآورى كن دوران گرفتارى ديگران را مثل قضاياى عاد و ثمود . مجمع : ابو مسلم گفته است : يعنى يادآورى كن سرنوشت خداوندى را براى بندگان كه خوشى بوده است و يا گرفتارى . كشف نوشته : اى محمد با يادشان ده آن روزگار كه شما نبوديد و من شما را بودم بىشما من كار شما بساختم و عقد دوستى ببستم و رحمت از بهر شما بر خود نبشتم « كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » اين آن رمز است كه پير طريقت در مناجات گفت : الهى آن روز كجا بازيابم كه تو مرا بودى و من نبودم ، تا به آن روز نرسم ميان آتش و دودم و اگر به دو گيتى آن روز راى بازيابم برسودم ، الهى خود برگرفتى و كس نگفت كه بردار ، اكنون كه برگرفتى بمگذار و در سايه لطف خود ميدار و جز بفضل و رحمت خود مسپار . « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ تا آخر آيه » 7 ابو الفتوح نوشته است : حضرت امير - المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليه فرمود : چون اوايل نعمت بشما رسد آخر آن را مرمانيد باندكى شكر كردن ، و بيان كرديم كه شكر اعتراف بود بنعمت منعم با ضربى