ابراهيم عاملي ( موثق )
251
تفسير عاملي ( فارسي )
آيت ديگر گفته شده است « إِذا ذُكِرَ اللَّه وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » كه ياد خدا موجب ترس دلها معرّفى شده است از اين جهت است كه ياد نعمتها و ثوابهاى عالم ديگر دل را آرام مىكند و ياد عقاب و انتقام حقّ دل را ميلرزاند . « أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » 28 ابو الفتوح نوشته است : عبد اللَّه - عبّاس گفت : مراد سوگند است كه آنكس را كه هزار دينار يا بيشتر بر كسى باشد او منكر شود و اين مرد بر او گواه ندارد دلش به هيچ آرام نگيرد و چون او گويد : و اللَّه كه نبايد دادن آن يك سوگند از او بستاند و دلش خوش شود از آنكه واثق باشد بعوض آن بر خداى ، و گفتند : چون كسى سخنى مىگويد و مردم از آن در شك باشند چون گويد « و اللَّه » كه چنين است او را باور دارند و دلشان ساكن گردد ، و قولى ديگر آن است كه دل دوستان او از همه رنجها متسلَّى شود . مجمع : اين جمله وادار مىكند كه آدمى دل خود را بوعده هاى خوشيهاى عالم ديگر آرام كند چون همه ى آنها راست است و درست و بهتر دستاويز دل آسودگى آن نويد است كه راست است و انجام شدنى . تأويلات كاشانى : روان آدمى بواسطه ى حوادث و افكار بىقرار مىشود و دل از جاى كنده مىشود و چون ياد خدا كند باز جاى ميآيد و دغدغه اش آرام مىگيرد چنان كه پيغمبر ( ص ) فرمود : شيطان خرطوم خود را بر دل آدمى مىگذارد چون به ياد خدا افتاد او پس ميرود و خود را جمع مىكند و همين طور است آنگاه كه دل انسان متوجّه عالم ملكوت شود و مطالعه ى انوار جبروت كند . روح : دل عوام بتسبيح و ثناى حقّ آرام مىشود و دل خواصّ بتوجه سوى حقايق و اسماء الحسنى و دلهاى مردم اخصّ بمشاهده ى حقّ آرام است . دلهاى مردم به چهار دسته است : 1 - آن كه گرفتار قساوت و سختى است كه دل كافر و منافق است و ببهره هاى زندگى آرام مىشود كه چنين توصيف شده است « رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَاطْمَأَنُّوا بِها » 2 - دل مسلمان گناهكار كه آرامش آن بتوبه است بموجب اين جمله ها « فَتابَ عَلَيْه وَهَدى » ، 3 - دل مؤمنان مشتاق است كه به ياد حقّ آرام