ابراهيم عاملي ( موثق )
248
تفسير عاملي ( فارسي )
[ بر درستى سخنش ] نمىرسد ؟ تو بگو : [ آنها كه چشم بينائى ندارند از نشانه ى خداوندى سودى نمىبرند و ] آن كس را كه سرنوشت بگمراهى است خدا به آن ميدارد و آنكه روى دلش با اوست بسوى خود رهنما شود 28 همان كسان كه مؤمن هستند و با ياد خدا آرام دل : پس بدانيد : ياد حقّ آسايش دلها است و سر انجام مردم مؤمن و نكوكار آسودگى است و شادى 29 چنين است كار ما كه تو را ، ميان مردمى فرستاديم از دير زمان بوده و رفته و بجايش آمده تا اين قرآن كه به تو الهام كرديم براىشان بخوانى هر چند كه آنان خداى رحمان باور ندارند تو بگو : او پروردگار من است و جز او خدائى نيست و او را پشتيبان خود دارم و سر انجام و زارى بسوى او بود 30 [ مردم بدانند ] اگر قرآنى باشد كه با آيات آن كوهها را بگردش درآرند و يا مسافتهاى بسيار به آن بپيمايند و يا به آن با مردگان كسى سخن گويد [ همين قرآن خواهد بود ] بلكه همه ى كارها بقدرت خدا است [ كه بايد قرآنى دگر فرستد ] پس چرا مؤمنان آسوده دل نيستند كه اگر سرنوشت حقّ باشد همه ى مردم را به راه راست برد 31 و كافران بسزاى كارشان بدور ز آزارى نباشند كه آنان را بكوبد و يا در نزديكى سرزمينشان بماند تا فرمان حقّ برسد كه وعده ى او بگذر ندارد 32 همانا پيامبران پيش از تو را بفسوس گرفتند و ما به كافران آزادى داديم و سپس گرفتارشان كرديم پس بينديش كه آزار حقّ چگونه بود 33 آيا آنكه دست اندر كار زندگى هر جنبنده بود براى آن انبازى ميسازند ؟ اى محمّد بگو : نامشان بياريد [ كه ساخته ى خود شما است ] يا مگر خدا را از چيزى خبردار مىكنيد كه او از آن خبر ندارد ؟ يا سخنى به زبان گوئيد ؟ بلى چاره جوئى [ و بيهوده سرائى ] كافران آراسته براىشان شده است و از راه راست بماندهاند و آن را كه فرمان خدا [ بدنبال كج روى او ] گمراه كند رهبرى ندارد 34 و براى اين گونه كسان آزارى است به دنيا و همانا گرفتارى سراى ديگر سختتر بود كز داورى خدا جلوگيرى نباشد 35 [ ولى از آن سوى ] نمونه ى ميعاد پرهيزگاران بهشت است كه رودها ز آن روان است و ميوه هاى خوردنى آن و