ابراهيم عاملي ( موثق )
223
تفسير عاملي ( فارسي )
طبيعى و ساده و خردمندانه گفت و خوب نتيجه گرفت پس در هر جا كه چنين نشانه - اى باشد مىتوان از آن پوشيده اى را نمودار كرد . 8 - آيت 29 جمله ى « إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ » كه در دنباله ى آن رفتار با يوسف گفته شده است و به كلمه ى « كيد » بمعنى مكر و حيله تعبير شده اشاره است به اين كه اين موجود ظريف و پر مدّعى فقطَّ در آنجا كه براى حيله گرى و مبارزه ى با مردها است كارگر است و بس ، بقول على دشتى ( يكى گفت : در موضوع فريب دادن مردها همه ى زنها مدبّر و فهيمند ، ديگرى گفت : زنها تقصيرى ندارند ، براى آنها يك وسيله بيشتر نگذاشتهاند ، بايد از راه تمايل جنسى بر مرد مستولى شوند ) . و جمله ى « إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ » كه در چند آيه بعد گفته شده است همين مطلب را تثبيت مىكند كه مكر آنها در خواهشهاى نفسانى است . 9 - جمله ى « قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ » مىفهماند زيبائى مرد در نظر زن به آن اندازه مؤثّر است كه از خود بى خود مىشود و دست خويشتن ميبرد و خبردار نمىشود . 10 - در آيت 37 جمله ى « نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِه » مىفهماند كه از چند هزار سال پيش انسان آنچه در خواب مىديده است مؤثّر ميدانسته است و پى تعبير آن بوده است ، و سخن يوسف در آيت بعد « ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي » اشاره است كه اين گونه افكار درست نيست و ارزش ندارد مگر در موقع مخصوص كه شخصى مثل يوسف الهام از عالم ديگر بگيرد و خواب را از صورت خيالات متفرّق به صورت يك جريان حوادث ممتدّ نمودار كند « 1 » ، و آيات بعد كه اقرار بتوحيد و انكار بتپرستى است پشتيبان اين مطلب است ، و به همين جهت پس از برقرارى و يادآورى اين حقايق تعبير خواب شروع مىشود .
--> ( 1 ) خواب و رؤياى صادقه مخصوص بانبياء و مردمان مؤمن نيست زيرا بسيار ديده شده كه اشخاص غير مؤمن خوابى ديدهاند و بعد به صورتى تحقّق خارجى يافته و خواب ملك مصر خود نمونه ى خوبى براى عدم انحصار خواب صحيح و رؤياى صادقه براى مؤمن است . ( مصحّح )