ابراهيم عاملي ( موثق )

178

تفسير عاملي ( فارسي )

پس معصيت او نمىكنم . « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه » 24 مجمع : يعنى آن زن درآويخت بيوسف و اگر يوسف برهان را نمىديد او هم به آن زن توجّه ميكرد ، 2 - آن زن درآويخت بتقاضاى نامشروع و يوسف درآويخت بمدافعه و زدن و دور كردن او اگر برهان و وسيله ى نگاهدارى خدا نمىبود اقدام ميكرد به آن كار و بواسطه ى آثار جرم محكوم مىشد و مقصّر شمرده مىشد كه چون زن تسليم به او نشده است اقدام بچنين كار كرده است ، 3 - « همّ » بمعنى ميل و خواهش است نه درآويختن و معنى اين است كه آن زن درآويخت بيوسف و يوسف هم ميل كرد باجابت مسئول آن زن و اگر برهان نبود - اقدام ميكرد . ابن عبّاس گفته است : زن آهنگ يوسف كرد و يوسف آرزو كرد كه او همسرش باشد . تبيان : ابن عبّاس و مجاهد و حسن بصرى گفته‌اند : برهان آن بود كه يوسف در آن هنگام صورت يعقوب را ديد كه انگشت بدندان ميگزد ، يعنى اى پسر اين چه كار است . قتاده گفته است : آوازى شنيد كه اى يوسف نامت در سياهه ى پيغمبران نوشته است و تو در كار بيخردان هستى ؟ و محتمل است كه برهان آن لطف خدا باشد كه موجب عصمت و پاكى او بوده است ، جبّائى و محمّد بن كعب قرظى گفته‌اند : برهان يعنى راهنمائى يوسف بر زشتى آن كار . غزّالى : تفسير سوره ى يوسف : گفته‌اند : يوسف ديد دستى از ديوار نمودار شد كه اين آيه بر آن نوشته بود « لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً » و چهارده وجه ديگر براى برهان نقل كرده است « 1 » . كشف نوشته است : ابن عبّاس گفت : ميان ايشان سخن دراز شد و شيطان

--> ( 1 ) برهان ربّ همان مقام عصمت است و عقل سرشارى كه خداوند به او داده بود تا بفهمد كه چنانچه با او دست بگريبان شود و بخواهد او را ز خود براند خواهند گفت كه براى عمل قبيح با وى گلاويز شده و لذا فرار كرد و زليخا يا راعيل از پس پشت پيراهن او را كشيد و پيراهن دريد و دليل شد بر امتناع يوسف . ( مصحّح )