ابراهيم عاملي ( موثق )
155
تفسير عاملي ( فارسي )
« لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » « 1 » يعنى اين دسته ى موجودات همين است كه هست با اين تفاوت كه ممكن است مشمول رحمت بشود و متّحد در فكر باشد و « لِذلِكَ خَلَقَهُمْ » و براى چنين هدفى آفريده شده است كه بتوانند بهم نزديك شوند ولى اندازه و خاصيّت وجودى و ظرفيّت آدمى اثر خود را ميبخشد و اختلاف بكلَّى مرتفع نمىشود و خاصيّت جهنّمى هم مهيّا است و جهنّم پر خواهد شد از موجودات ناديدنى كه شما نمىتوانيد آن را درك كنيد و هم از اين آدمىزاد همانند خودتان .
--> ( 1 ) اگر پرسى آيه ى « وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً » ( اگر خداوند ميخواست همه ى مردم را يك ملت قرار ميداد ) با آيات « كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ بقره 213 » و نيز آيهء « وَما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا » آيا منافات ندارد ؟ گوئيم : نه زيرا اين دو آيه حكايت و خبر از دوران قبل از نوح ( ع ) مىباشد چنان كه در روايت كافى از حضرت باقر عليه السّلام است و مردم در آنوقت بحسب عقل و فطرت خود رفتار مىكردند نه مؤمن بودند و نه كافر و دوران ابتدائى را مىگذراندند و اختلافى پيش نيامده بود تا محتاج به احكام و قوانين اجتماعى مضبوط باشند و در سايه ى آن زندگانى كنند و چون جمعيت بسيار شد اختلاف و تنازع كم كم در گرفت و نياز بقانون پيدا شد ، خداوند انبياء را فرستاد . چنان كه در ذيل آيه دارد « فَبَعَثَ اللَّه النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه » و در آيه ديگر فرمود « شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِه نُوحاً - الايه » پس معلوم شود مراد از اين دو آيه زمانيست كه هنوز برخوردهاى اجتماعى پيش نيامده بود تا نيازى به وضع قوانين اجتماعى باشد . و مراد از آيه ى « وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » اختلافى است كه پس از ارسال رسل شده چنان كه در ذيل آيه ى سوره بقره بعد از « لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيه » گويد « وَمَا اخْتَلَفَ فِيه إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوه مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ - الايه » و اين اختلاف غير از آن اختلافى است كه قبل از ارسال رسل بود بلكه اختلافى است كه با انبياء داشتند و در پذيرش حق و دين خدا اختلاف ميكردند ، دسته اى بدليل عقل يا بهر دليل ديگر ايمان مىآوردند و دسته اى از روى بغى و در اثر هواهاى نفسانى و عدم پيروى عقل مخالفت ميكردند و چون خداوند خواسته است كه انسان در انتخاب آزاد باشد و به الزام و اجبار او را وادار بپذيرش راهى نكند تا به حق مستوجب عقاب يا مستحق ثواب شود لذا او را مختار آفريده و به او عقل داده و راه راست را توسط انبيا نموده است . و اگر ميخواست همه را آنطور مىآفريد كه چاره اى جز قبول حق نداشته باشند و در آنصورت امة واحده بودند و اختلافى نبود اما از جمله ى « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » پيدا است كه چنين چيزى نخواسته است . و ممكن است « لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً » را بر يك آئين مثل آئين ابراهيم يا موسى يا عيسى معنى كرد چنان كه در سوره ى مائده : 50 « لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهاجاً وَلَوْ شاءَ اللَّه لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً » را بعضى چنين معنى كردهاند . ( مصحّح )