ابراهيم عاملي ( موثق )
153
تفسير عاملي ( فارسي )
در همين عالم باشد كه علاوه بر آينده ى سخت و آتش جهنّم ، در دوران زندگى هم ظلم آتش است و ركون و دلبستن به آن كومك بافزايش آتش است كه خواه ناخواه آنكه نزديك به آتش مىشود به او تماس پيدا خواهد كرد ، و بطورى كه نوشتيم مفسّرين از اين آيه استفاده كردهاند كه كومك به ظالم جايز نيست ولى آن اندازه كه ظاهر جمله است ركون به ظالم در آنچه ظلم است و نتيجه ى آن آتش ممنوع است ولى در آنچه ظلم نباشد و ارتباط با ظالم در كار ستمگرى و كومك به ستم نباشد ، مشمول آيه نميشود بخصوص كه جمله ى « فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ » بمنزله ى نتيجه و دليل بر منع است و معلوم است در صورتى آتش تماس با ركون به ظالم دارد كه با كار ظلم و آتش حقيقى ارتباط داشته باشد لكن اگر ارتباطى و اعتمادى بشخصى بود كه ظالم هست ولى اين اعتماد بظلم او مربوط نبود نزديكى و تماس به آتش نيست تا ممنوع باشد مگر شخص ظالم و زندگى او و يا راه ركون و اعتماد به او طورى باشد كه هر گونه رابطه و نزديكى به او از حدود ستم و ظلم خارج نباشد كه در اين صورت مشمول آيه خواهد بود . 5 - در جمله ى « إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ » نوشتيم بموجب احاديث منقول از پيغمبر ( ص ) اين جمله ميفهماند بعضى گناهان كوچك بوسيله ى نماز آمرزيده است ، ولى ممكن است بگوئيم : اين جمله يك اصل كلَّى در طبيعت را ميفهماند كه نفس خوبى موجب رفع و اسقاط نفس بدى است . چون كليه ى احوال و عوارض - متضادّ موجودات هر كدام زياد شد آن ديگرى را نابود مىكند يا خاصيّت آن را كم مىكند چنان كه شخص سالم هر چه ناپرهيزى كند سلامت خود را از دست ميدهد تا بيمار مىشود . باز چون پرهيز و مواظبت كند قوى و سلامت مىشود ، و نيز چون با كسى بد رفتارى كرد رنجش و عداوت در آن طرف توليد مىشود ، و چون رفتار خود را عوض كرد و احسان و خوشرفتارى كرد او هم دوست و خيرخواه مىشود و البتّه اين تغييرات وابسته به آن اندازه اى است كه قابل تلافى آن قسمت ديگر باشد . پس حسنات و سيّئات هم هر يك ديگرى را نابود مىكند در صورتى كه به اندازه ى جبران و تلافى آن يك باشد ، ولى مقياس و اندازه ى مقاومت و تلافى هر يك از ديگرى معلوم نيست مگر