ابراهيم عاملي ( موثق )
148
تفسير عاملي ( فارسي )
عبده : اگر ظلم بمعنى شرك باشد معنى آيه چنين خواهد بود : روش آفرينش حقّ چنين نيست كه مردم مشرك را هلاك كند با اينكه در كارهاى اجتماعى و عمرانى و تمدّن و ادب درستكار و لايق باشند نه مثل ملَّت شعيب كه با استفاده ى خود مردم حقوق را تضييع ميكردند و سوء استفاده از خاصيّت جنسى و انحراف جنسى علنى كه ملَّت لوط داشتند ، و بد رفتارى و ستمگرى مردم هود ، و فروتنى و پيروى از ستمكار مثل قوم فرعون كه اين ملَّتها مشرك و نادرست و نالايق و غير صالح بودند و هلاك شدند و از جرير بن عبد اللَّه روايت كردهاند : پيغمبر در جواب آن كه تفسير اين آيه را خواست فرمود : يعنى تا آنگاه كه مردم با يكديگر بانصاف رفتار ميكنند . تفسير صافى : از پيغمبر ( ص ) نقل شده است : يعنى با هم منصف باشند . و اين كمال رحمت خداوند است كه در حقّ خود مسامحه مىكند و در حقوق بندگان مسامحه ندارد و از اينجهت گفتهاند : « الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظَّلم » كافر ميتواند حكومت كند ، ولى ستمگر حكومتش دوام ندارد . « وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً » 118 مجمع : قتاده گفته است : يعنى اگر خدا ميخواست بمردم مىفهماند كه اگر پى دين غير اسلام بروند ممنوع از فرا گرفتن آن ميشوند و مجبور بقبول اسلام ميشدند و همگى بملَّت و دين واحد ميشدند ، « 1 » و ابو مسلم گفته است : يعنى اگر خدا ميخواست به همه ى مردم تفضّل مى - كرد و به صورت يك ملَّت در بهشت قرار ميداد ، ديگرى گفته است : يعنى اختلاف را از ميانشان برميداشت . عبده : يعنى فطرت و غريزه ى مردم را طورى قرار ميداد كه همه بر يك دين باشند و از خود فكر و اختيار در دين نداشته باشند ، و البتّه در چنين وضع كار زندگى
--> ( 1 ) مردم همه مختار آفريده شدهاند و خداوند چنين خواسته است لذا هر چه از انسان سر زند چه طاعت چه معصيت به اختيار خود اوست و خداوند نخواسته كه كسى مجبور در پذيرش حق باشد و اگر چنين نبود همه يك ملت بودند ولى با جبر و انسان مجبور ديگر انسان نيست بلكه مانند جماد است و در آن صورت تكليف و ثواب و عقاب معنى نداشت . ( مصحّح )