ابراهيم عاملي ( موثق )
137
تفسير عاملي ( فارسي )
اين گونه استعمال منظور دوام و پيوستگى نقل كردهاند . و على الظَّاهر مقصود از « إِلَّا ما شاءَ » همان باشد كه در ترجمه نوشتيم و نتيجه چنين باشد : براى هميشه آنها گرفتار و اينها آسودهاند مگر سرنوشت چيز ديگر باشد كه يكى آسوده شود و آن ديگر بمقامى بالاتر برسد ، و يكى از معانى مفسرين هم اين است . روح البيان : در فتوحات آورده كه دوام آسمان و زمين از حيث جوهر ايشان مراد است نه از حيث صورت ايشان . و اهل تأويل گفتهاند : مقصود از سماوات ارواح و قلوب است و ارضين نفوس بشريّه است ، يعنى تا آنگاه كه آسمان دل و روح باقى است و زمين نفوس بشرى پابرجاست . حافظ گفته است : دلا مبر طمع از لطف بىعنايت دوست كه ميرسد همه را لطف بىنهايت او سخن ما : 1 - جمله ى « سُلْطانٍ مُبِينٍ » بر خلاف مفسّرين كه نقل كرديم نيروى معنوى و چيرگى مناسبتر است از دليل و برهان و بايد هر پيغمبرى داراى قدرت معنوى و تسلَّط بر مخالف خود باشد چنان كه از پيغمبر ( ص ) ما اين خاصيّت در برابر دشمنان نقل شده است ، 2 - دو آيت 97 و 98 ميفهماند تسليم بارباب قدرت و نوكرى و غلامى صاحبان زر و زور پيروى فرعون است كه راه و رشد و صلاح نيست ، و عاقبت بد دارد ، و اگر ديده ى بصيرت باشد خوب به چشم ميآيد كه اطمينان بفرعون صفتان هميشه عاقبتش خوارى است و بيچارگى ، 3 - جمله هاى « ما دامَتِ السَّماواتُ » بطورى كه در ترجمه و نقل از مفسّرين گفتيم كنايت است از دوام و هميشگى و معنى آن پيچيده و مشكل نيست ولى در جمله هاى « إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » معنى مشكل مىشود از اين جهت كه در آن عالم تغيير و تبديل نيست و بطورى كه در سوره ى بقره گفتهايم براى هر كس هر درجه و مرتبه كه معيّن شده است در همين عالم بوسيله ى كارهاى زندگى و با اين اعضاء و جوارح بدنى آن درجه و مرتبه ى بالا يا پست را براى خود فراهم مىكند و چون از اين عالم رفت و اين اعضا و پاره هاى بدن و حالت زندگى را رها كرد مثل ميوه و دانه ى رسيده و از بوته جدا شده است كه زان پس افزايش ، و