ابراهيم عاملي ( موثق )
13
تفسير عاملي ( فارسي )
استفاده اى كرد عاليتر و بهتر كه اين باشد : آرزوى آنها و خواسته شان در بهشت تسبيح و تقديس است . « وَآخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّه » 10 مجمع : ابن محيصن و يعقوب « انّ - الحمد » با تشديد نون و فتح دال قرائت كردهاند . فخر : يعنى در مراتب صعود و نزول بمعرفت آخر سخن حمد خداوند است « وَلَوْ يُعَجِّلُ اللَّه لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ » 11 مجمع يعنى اگر همانطور كه دعاى مردم را براى خودشان مستجاب كنيم ، نفرين بر خودشان را هم مستجاب كنيم همه نابود ميشوند ، و بعضى گفتهاند : يعنى اگر به همان سرعت كه نعمت بمردم ميرسد ، گرفتارى و عذاب در برابر نافرمانى برسد به زودى نابود ميشوند ، و ابن عامر و يعقوب « قضى اجلهم » با فتح قاف و لام خوانده اند تا فعل معلوم باشد و اجل مفعول آن . « زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ » 12 فخر : يعنى از سوى خدا يا نفس يا شيطان عمل مسرف در نظرش آراسته و با ارزش است . و علَّت توصيف كافرين بمسرفين اين است كه جان و مال و عمر خود را در غير شايسته و صلاح به كار مىبرند . روح البيان : اين شعر صائب را در دنباله ى اين جمله نوشته است : از اين چه سود كه در گلستان وطن دارم مرا كه عمر چو نرگس بخواب مىگذرد طنطاوى : آيت آخر اشاره است بتوحيد و خدا شناسى از راه توجّه بخاصيّت عمومى موجودات كه در مواقع اضطرار طبيعت آنها را بسوى اصل خود ميكشاند و چون آسوده ميشوند آن را رها ميكنند ، چنان كه طفل تا بيچاره و گرسنه است بپستان مادر ميچسبد ، و همچنين بچه هاى حيوانات و چون نيرومند ميشوند آن را ترك مىكنند و دنبال غذا ميروند ، و نيز دانه ى گياه در زير خاك به زمين چسبيده است و چون قوى شود سر از خاك در ميآورد و از نور و هوا غذا ميگيرد و زير خاك را ترك مىكند ، پس انسان بموجب نهاد اصلى وابسته بحقيقت و آفريننده ى خود هست ، و در هنگام اضطرار اين