ابراهيم عاملي ( موثق )

119

تفسير عاملي ( فارسي )

معنى لغات : عجل - با كسر عين و سكون جيم بمعنى گوساله ، حنيذ - از مصدر حنذ بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى پختن و كباب كردن گوشت ، اوجس - در دل حسّ كرد و دريافت ، بعل - شوهر ، اوّاه - از مصدر اوه بفتح اول و سكون دوّم بمعنى شكايت و اظهار دلتنگى ، ذرع - با فتح اوّل و سكون دوّم بمعنى بسط يد و گشايش ، يوم عصيب - بمعنى روز گرم ، يهرعون - از مصدر هرع بفتح اوّل و دوّم بمعنى شتاب با اضطراب ، رشيد - از مصدر رشد و رشاد ضدّ گمراهى و استقامت بر طريق حقّ ، سجّيل - سنگ مانند از گل و لاى خشك شده ، مسوّمة - از مصدر تسويم بمعنى مكلَّف كردن ، در كارى آزاد و مختار كردن ، رها كردن و بچرا روانه كردن ، نشانه و علامت دار كردن ، منضود - از مصدر نضد بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى به يكديگر چسباندن بطور نظم و ترتيب و يا به صورت انباشته . ترجمه : و [ بروزگارى ] فرستادگان ما [ كه فرشته بودند ] براى ابراهيم نويد آوردند [ و چون به او رسيدند ] سلام گفتند و او به آنها سلام گفت و درنگ نكرده گوساله اى بريان در جلو آنان نهاد 70 و چون ديد دستشان بسوى گوساله دراز نمىشود ناپسندش آمدند و بدل ز آنان بترسيد [ كه شايد انديشه ى بد دارند كه بر سفره ى من نمىنشينند ] ، آنها گفتند : تو را ترسى نباشد كه ما را فرستاده‌اند تا بسوى مردم لوط رويم [ و نابودشان كنيم ] 71 همسر ابراهيم كه آنجا ايستاده بود بخنديد و [ ما بوسيله ى آن فرشتگان ] او را نويد پيدايش پسرى اسحاق نام داديم و پس از او ديگرى بنام يعقوب 72 او گفت : اى واى مگر شود كه من پيرزن فرزند