ابراهيم عاملي ( موثق )
115
تفسير عاملي ( فارسي )
عقر بفتح اوّل و سكون دوّم جراحت كردن ، سر از پائين گردن بريدن ، چهار دست و پاى شتر را قطع كردن ، از رفتن بازداشتن ، جاثمين - از مصدر جثم و جثوم بفتح اوّل و سكون دوّم و ضمّ هر دو بمعنى بر زمين چسبيدن پرنده و درهم شدن ، و گلوله شدن پشم ، يغنوا - از مصدر غنى با كسر اوّل بمعنى اقامت و جايگرفتن . ترجمه : 61 و بسوى گروه ثموديان برادر خوانده ى خودشان صالح را بپيامبرى فرستاديم و او گفت : اى خويشان من آن خدا را بپرستيد كه جز او خدائى نداريد و او شما را ز دل زمين درآورد و آبادانى آن بشما واگذاشت ، پس آمرزش از او بخواهيد و زان پس بسوى او باز گرديد [ و دل به ديگرى نداريد ] كه پروردگار من نزديك است و جوابگوى 62 آنها گفتند به او : اى صالح تو تا كنون چشم و چراغ ما بودى ، چگونه تو ما را ز آنچه پدران ما ميپرستيدند باز ميدارى ؟ و ما به آنچه تو ما را ميخوانى دو دل هستيم و بد بينيم 63 او گفت : اى گروه من چه مىپنداريد اگر دستاويزى نمودار از پروردگار خود داشته باشم و مهرى از او به من رسد پس كى يارى من كند ز سرنوشت خدا گر نافرمانى او كنم ؟ پس شما [ بسخنانتان ] جز زيان من نيفزائيد 64 اى مردم اينك شترى است از سوى خدا كه نشانه ى [ يكتائى و چيرگى ] او است براى شما پس آن را به خود گذاريد كه بر زمين خدا بچرد و آزارى به آن نرسانيد كه به زودى شكنجه اى سخت فراگير شما شود 65 آنها شتر را كشتند و او به آنان گفت : تا سه روز به خانه هاى خود آسوده باشيد و اين وعده اى ناگزير بود 66 و چون فرمان ما [ بآزارشان ] رسيد صالح را با آنها كه به او گرويده بودند به مهر خود ز خوارى آن روز برهانديم چه اى محمّد پروردگار تو برتر تواناى گرامى باشد و بس 67 و ستمگران را فريادى فرا گرفت كه همگى بامدادان به خانه هاى خود بر زمين كوفته بودند 68 چنان كه گوئى جايگاه ثموديان نبوده ، همه آگاه باشيد كه مردم ثمود پروردگار خود باور نداشتند ، و باخبر باشيد كه ثموديان ز مهر حقّ بدور باشند . سخن مفسّرين : « فَاسْتَغْفِرُوه ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه » 61 طبرى : مجاهد گفته است يعنى كارى بكنيد كه خدا گناهان شما را بپوشد ، و سپس از آنچه ناپسند است دست