ابراهيم عاملي ( موثق )

109

تفسير عاملي ( فارسي )

بود بر شكل سنگ آسيا بود عمرى ميگردد و يك سر سوزن فراتر نشود . سخن ما : 1 - آيت 27 « فَقالَ الْمَلأُ الَّذِينَ » تا آخر طرز فكر اين جنس دو پا را از كنون تا دورانهاى بسيار قديم نشان ميدهد كه راه صلاح و پيروى از صلاح انديشان در قدم اوّل بوسيله ى مردمى بوده است آزاده و آسوده از شواغل مادّى و آنها كه بجاه و مال مشغول بوده‌اند دير و اندك موافق ميشده‌اند ، 2 - از آيت 28 « قالَ يا قَوْمِ » تا آخر 31 « لَمِنَ الظَّالِمِينَ » ميفهماند كه هميشه پيشوايان در كار خود به - شخصيّتشان متّكى بوده‌اند ، نه ميترسيده‌اند و نه اجبار و تطميع داشته‌اند ، و پيوسته حامى مردم ضعيف بوده‌اند ، 3 - حادثه ى طوفان و نقل كشتى نوح براى ما يقينى است و بعلاوه از تصريح قرآن به آن مؤمن هستيم ، خواه جهت ايمان تلقين باشد يا شهرت اديان بانضمام پاره اى منقولات علمى ، و چون قرآن براى تشريح تاريخ باستان و يا تعليم طبقات الارض نبوده است ، براى تذكّر است و عبرت ما هم به همان اندازه اين سرگذشت را قبول داريم كه در قرآن ميخوانيم و براى فهم بيشتر و اطَّلاع از جزئيّات و چگونگى آن ما و هم مردان علم و تحقيق در انتظار آينده اى نامعلوم هستيم كه اين مجهول با ديگر مجهولات بشر براى او مكشوف شود ، 4 - آيت 45 « وَنادى نُوحٌ رَبَّه » شايد موجب ترديد شود كه پس از انقضاى طوفان و استقرار كشتى ، فرزند ناصالح نوح نابود بوده است ، و اين مناجات در آن موقع چه اثر دارد ؟ قاضى بيضاوى همان ترجمه ى ما را احتمال داده است ، و با اينكه در نظم آيات پس از انجام طوفان گفته شده است ، شايد حكايت از سخن سابقى نوح باشد ، و ممكن است اين سؤال براى كشف علَّت نابودى فرزندش باشد با اينكه در اوّل وعده ى نجات خانواده اش به او داده شده بود ، از اين جهت در دنباله ى آيه علَّت نابودى فرزند نوح بيان شده است و امر بسكوت او شده است ، 5 - آيت 48 جمله « وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ » تا آخر ميفهماند كه مردم دو دسته شده‌اند اوّل آنها كه پيرو نوح هستند و مشمول بركات ، دوّم آنها كه ملَّتى هستند بهره مند كه پيرو