ابراهيم عاملي ( موثق )
98
تفسير عاملي ( فارسي )
چون كند جان ، باژگونه پوستين چند واويلا بر آيد ز اهل دين بردكان هر زرنما خندان شده است زان كه سنگ امتحان پنهان شده است قلب ، پهلو مىزند بازر بشب انتظار روز ميدارد ذهب با زبان حال زر گويد كه باش اى مزوّر تا بر آيد روز فاش « جَعَلَكُمْ خَلائِفَ » 165 تفسير نيشابورى : بعضى گفتهاند : در اين جمله روى سخن با همه ى مردم دنيا است كه يك دسته ميروند و دسته ى ديگر جانشين - آنها ميشوند ، بعضى ديگر گفتهاند : مقصود پيروان پيغمبر هستند كه جايگير ديگر ملَّتها شدهاند . ديگرى گفته است : مقصود ، افراد معيّن است كه خلفاء اللَّه و نمايندگان خدا بر روى زمين هستند و بحقّ و درستى رفتار ميكنند ، چنان كه در آيت ديگر گفته شده است « يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ » يعنى اى داود ما تو را بر زمين خليفه كرديم پس وظيفه ى تو است كه ميان مردم حكومت كنى . « وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ » 167 فخر : يعنى برترى داد بعضى را بر ديگرى در شرف و عقل و مال و جاه و روزى ، و اظهار اين حقيقت براى نماياندن موجبات گرفتاريهاى زندگى و آزمايشهاى اخلاقى مردم است و مقصود از جمله ى « لِيَبْلُوَكُمْ » همين است كه مقصود تكليفهاى زندگى است كه اگر از انسان اين دستورها صادر شود همانند امتحان هست و ميگويند اين دستور براى امتحان است و گر نه معلوم است كه امتحان براى كشف مجهول بر خدا محال است . و در دنباله ى اين ، تكليف شبيه بآزمايش معيّن شده است كه اگر نيكوكار بودند خدا غفور و رحيم است ، و اگر بدكار بودند سريع العقاب است ، و نام سرعت براى آن است كه بگذرندارد و آن موقع كه بايد - مجازات شوند خواهد رسيد . « لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ » 167 مجمع : يعنى خداوند در اين خوشيها كه بشما عنايت كرده است مانند عمل آزمايشى با شما رفتار مىكند تا نمودار شود كه ستمى در آفرينش نيست و عدل است و حقّ . و نتيجه آن است كه دارا شكر كند چون ببيند كه