ابراهيم عاملي ( موثق )

88

تفسير عاملي ( فارسي )

قتاده گفته است : آن يهود و مسيحى مقصود است كه بدسته هاى مختلف شدند و يكديگر را تكفير ميكردند ، حسن بصرى گفت : يعنى مردم مشرك كه عقايد مختلف دارند ، از امام باقر عليه السّلام نقل شده است : مقصود آن مسلمانان است كه پى بدعت و گمراهى ميروند و شكّ و شبهه در دين ايجاد ميكنند . فخر : مقصود آن مردم است كه قسمتى از دين را ميپذيرند و قسمتى را قبول ندارند ، مثل « أفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ » تا آخر يعنى آيا قسمتى از قرآن را ميپذيريد ؟ « لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ » 160 طبرى : أمّ سلمه گفت : مردم بپرهيزند كه با پيغمبر در چيزى نباشند و اين آيه را قرائت كرد : « إِنَّ الَّذِينَ » تا آخر . ابو الفتوح : نوشته است : تو از ايشان در چيزى نه ، يعنى ايشان در كار تو باز نيايند و بر دعوت تو راست نشوند ، و اين بر سبيل قطع طمع رسول گفت از ايشان و از ايمان و هدايتشان و اجابت ايشان دعوت رسول را . مجمع : روى سخن با پيغمبر است كه بكلَّى از آنها دور است و با اينكه آنها خود در عقيده و مذهب باطل به يكديگر نزديك و مجتمع هستند ، آن حضرت هيچ راه نزديكى به آنها ندارد و از همه ى آرا و عقايد آنها بيزارست ، قتاده گفته است : يعنى نبايد با آنها آميزش كنى و بايد از آنها دور باشى ، كلبى گفته است : يعنى از كار جنگ با آنها بر تو چيزى نيست و نبايد با ايشان بجنگى ، و اين آيه پيش از آيات جنگ با كفّار است و آنها اين را نسخ كرده است . تنوير المقباس : يعنى نه توبه ى آنها و نه گرفتارى و عذابشان در اختيار تو است . « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها » 161 مجمع : يعقوب و حسن بصرى و سعيد بن جبير قرائت كرده‌اند : « عشر » با تنوين رفع و « امثالها » با رفع و ديگران « عشر » مرفوع و « امثال » مجرور خوانده‌اند . و بيشتر مفسّرين و حسن بصرى گفته - اند : مقصود از « حسنه » توحيد و « سيّئه » شرك است . طبرى : مقصود آن مردمى است كه در آيت جلو توصيف شده‌اند بتفرقه ى