ابراهيم عاملي ( موثق )
65
تفسير عاملي ( فارسي )
گربه ها و هر حيوان كه با پنجه ى خود شكار مىكند ، بلخى گفته است : يعنى مقصود پرندگان داراى چنگال و ناخن كج است و هر حيوان داراى سمّ . فخر : اين معانى كه براى كلمات « ذِي ظُفُرٍ » گفتهاند درست نيست ، چونكه ظفر غير از حافر است و سمّ و اگر معنى مفسّرين درست باشد بايد همه ى حيوانات ذوات حافر و سمدار بر يهود حرام بوده باشد . با آنكه گاو و گوسفند حرام نبوده است مگر قسمتى از پيه آنها ، پس « ذِي ظُفُرٍ » يعنى حيوانات چنگال و ناخندار و ذوات المخاطب و البراثن كه اينها وسيله ى شكار آن حيوانها است ، و به اين معنى همه ى انواع سگ و گربه و درنده ها مشمول اين حكم هستند و هم مرغان شكارى چون آنها هم مثل اين حيوانات داراى ناخن و چنگال وسيله ى شكار هستند ، و اين جمله ى آيه ميفهماند گوشت اين حيوانات كه داراى ناخن و چنگال هستند فقطَّ بر يهود حرام بوده است ، نه بر ديگران چونكه بموجب لغت قيد بجمله ى « عَلَى الَّذِينَ هادُوا » انحصار حكم را ميفهماند ، بعلاوه اگر حكم مختصّ بيهود نباشد - اين جمله لغو و بيفايده خواهد بود ، پس اين آيه بواسطه ى اين قيد ميفهماند كه گوشت اين حيوانات حلال است ، و حديثى كه از پيغمبر بر حرمت آنها نقل شده است ، چون يك حديث است و مخالف با قرآن پس ميگوئيم نبايد آن را صحيح و از پيغمبر بدانيم و با اين استدلال رأى امام مالك در اين مسئله تقويت مىشود ، و ما در جواب امام فخر ميگوئيم : اوّل مفهوم وصف و مفهوم قيد حجّت نيست يعنى نمى - توانيم به اين تخصيص حرمت بيهود استدلال كنيم كه گوشت آنها بر عير يهود حلال است ، دوّم : آيه احكام گذشته و وظايف يهود را نقل مىكند در برابر احكام « سائبه و وصيله و حام » كه مجعول اعراب بوده است ، و اين جمله ها براى تعيين وظايف مسلمين نبوده است كه از مفهوم آن استفاده ى اين وظيفه ى مسلمين بشود . تورات : سفر لاويان باب يازدهم حيوانات حرام و نجس را در خطاب خدا بموسى و هارون بتفصيل نوشته است . « إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما » 147 مجمع : مقصود گوشت سفيدى است كه در