ابراهيم عاملي ( موثق )

466

تفسير عاملي ( فارسي )

فخر : ممكن است كه پيغمبر ص اقدام به كارى كرده باشد كه از آن بهتر هم بوده است و نكرده است و باصطلاح ترك اولى از آن حضرت بوده است از اين جهت آغاز بنام مباركش شده است . و هم ممكن است رنج سفر جنگى تبوك ناراحتى در دل آنها ايجاد كرده است از اين جهت نام پيغمبر و ديگران ياد شده است كه دغدغه ى خاطر همه ى شما آمرزيده شد . و نيز ممكن است در طول اين مدّت بواسطه رنج سفر وسوسه اى در دلها پيدا ميشد و به زودى از آن استغفار ميكردند ، و چون مكرّر شده است ، اعلام شده است كه اين دل نگرانيها بخشيده شد و پشيمانى از آن پذيرفته شد . و شايد اعلام باشد كه مشقّت اين سفر موجب آمرزش گناهان گذشته مسلمين شد و نام پيغمبر در جلو آنها براى اهميّت مقامشان باشد كه پيغمبر همه جا با شما است اگرچه در موقع آمرزش گناهتان باشد . تفسير صفى : اين بود ثابت بنزد اهل راه كه نباشد بر نبىّ جايز گناه توبه ى او باب توبه ى امت است هم بر امت بهر جذب رحمتست يا كه باشد توبه ى او بر خدا بهر استكمال رفعت و اعتلا يا كه باشد توبه از نقص بشر چاره نبود زين انابت در سير سوى حقّ برگشت هر كس قدر اوست جزر و مدّ بحر ، جز جام و سبو است « كادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ » 117 مجمع : چون در دل وسوسه پيدا شد كه برگردند و بجنگ نروند و بعد منصرف از انديشه ى خود شدند ، اين جمله براى توصيف آنها است و مقصود ميل و انحراف آنها از ايمان نيست . « وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا » 118 مجمع : مجاهد گفته است : يعنى خدا توبه ى آن سه نفر ديگر را هم پذيرفت و مقصود آنها است كه توبه شان پذيرفته نشد و براىشان گفته شد « وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللَّه » ، و حسن بصرى گفته است : يعنى آنها كه از رفتن بجنگ خوددارى كردند و بجاى ماندند . و در قرائت اهل بيت است « خالفوهم » يعنى آن سه نفر كه با مسلمين مخالفت كردند و بجنگ نرفتند .