ابراهيم عاملي ( موثق )

46

تفسير عاملي ( فارسي )

گفتار پيغمبر است يعنى من بوظيفه ى خود رفتار ميكنم ، ولى ابو مسلم گفته است : يعنى خداوند آنچه وعده كرده است در قيامت انجام خواهد داد . تفسير تنوير المقباس يعنى اى مردم مكه در خانه هاى خود ، و بر دين خود بمانيد بانتظار هلاك و نابودى كه من شما را نابود خواهم كرد . « مَنْ تَكُونُ لَه عاقِبَةُ الدَّارِ » 136 مجمع : حمزه و كسائى با ياء خوانده‌اند و بقيه با تاء ، و معنى اين است كه دار السّلام براى ما يا شما خواهد بود ، و بعضى گفته اند ، يعنى ظفر و نصرت در اين عالم براى كدام يك از ما و شما خواهد بود . « إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » 136 طبرى : يعنى آنكه بر خلاف امر خداوند رفتار كند بمطلوب خود نرسد . مجمع : چون روى سخن با كافران است كلمه ى « ظالمون » بجاى كافرون است چون در آيت ديگر است « وَالْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ » و « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » . ابو الفتوح نوشته است : يعنى شأن و كار چنين آمد كه ظالمان يعنى كافران در اين آيه فلاح و ظفر و بقا نيابند بعاجل پس بقا نباشد ايشان را و بآجل فوز و ظفر نباشد ايشان را . مواهب عليّة يا تفسير حسينى : صاحب كشف الاسرار آورده كه هم در اين زودى بدانيد كه دنيا كجا رسد و دولت فلاح كرا رسد ، ببينيد كه درويشان شكسته - بال را بسراى كرامت چون برخوانند ، و خواجگان صاحب اقبال را سوى زندان ندامت چون رانند ، قطعه : باش تا گل يا بى آنها را كه امروزند خار باش تا گل يا بى آنها را كه امروزند زهار « 1 » تا كى از دار الغرورى سوختن دار السرور تا كى از دار الفرارى ساختن دار القرار سخن ما : 1 - جمله ى « وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ » تا آخر شايد براى تربيت عرب بتپرست باشد كه خداى پنداشته ى او ممكن است احتياج به چيزى و يا نقص داشته باشد ، از اين جهت گفته شده است : آن كه تو مردم را بسويش راهنمائى كرده اى و پروردگار

--> ( 1 ) با تلألؤ و درخشندگى .