ابراهيم عاملي ( موثق )
441
تفسير عاملي ( فارسي )
« فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّه لا يَرْضى » 97 مجمع : مقصود از اين جمله ها اين است كه اگر خدا از آنها راضى نشد شما هم نبايد از آنها راضى باشيد . و اين دستور خود مىفهماند : آنكه رضاى مخلوق بجويد و برضاى خالق ننگرد خداوند دل مردم را از او بگرداند تا با خشم و غضب به او بنگرند چنان كه حديث است از پيغمبر : هر كس كه رضاى حقّ را با خشم خلق بخواهد خدا از او راضى خواهد بود و مردم را هم از او راضى مىكند و آنكه با خشم خدا رضاى مردم بخواهد نه خود از او راضى مىشود و نه خلق را از او خشنود ميدارد . مثنوى : در دفتر اوّل قصّه ى شير و خرگوش در عذر و پذيرش آن چنين گفته است : مرغ بىوقتى سرت بايد بريد عذر احمق را نمىبايد شنيد عذر احمق بدتر از جرمش بود عذر نادان زهر هر دانش بود عذرت اى خرگوش از دانش تهى من نه خرگوشم كه در گوشم نهى گفت : اى شه ، ناكسى را كس شمار عذر استم ديده اى را گوش دار خاصه از بهر زكات جاه خود گمرهى را تو مران از راه خود بحر ، كو آبى بهر جو ميدهد هر خسى را بر سر و رو مىنهد كم نخواهد گشت دريا زين كرم از كرم دريا نگردد بيش و كم گفت دارم من كرم بر جاى او جامه ى هر كس برم بالاى او حال آن كو قول دشمن را شنود بين سزاى آنكه شد يار حسود حال فرعونى كه هامان را ستود حال نمرودى كه شيطان را ستود دشمن ار چه دوستانه گويدت دام دان گرچه ز دانه گويدت گر تو را قندى دهد آن زهر دان گر به تو لطفى كند آن قهر دان سخن ما : 1 - جمله ى « جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرابِ » به معنى بهانه گيرى نزديكتر است از بىگناهى كه از ابن عبّاس نوشتيم چون كلمه ى اعراب ظاهر است براى مردم بىايمان كه در قرآن به اين معنى استعمال شده است و جمله ى آخر