ابراهيم عاملي ( موثق )
433
تفسير عاملي ( فارسي )
بجنگند ، و به ديگران هم ميگفتند ، اكنون هوا گرم است و جنگ ممكن نيست ، شما خود را به زحمت نداريد و بجنگ نرويد . تو اى پيغمبر بگو : آتش جهنّم گرمتر است و سختتر اگر بتوانند تشخيص دهند آنچه را بسزاىشان معيّن شده است ، 83 پس اينان بايد اندك بخندند و بسيار بگريند ، بسزاى آنچه كوشيدند 84 پس اگر خدا تو را بسوى گروهى ز اينان باز گرداند و از تو دستور خواستند براى برون شدن بجنگ بگو : هرگز با من ز خانه برون نشويد و با دشمنى بانبازى من نه جنگيد كه ز نخست ، كناره گيرى پسنديديد پس با كناره گيران بجاى نشينيد 85 و اگر يكى از اينان بميرد تو بر مرده اش نماز مخوان « 1 » و بر گورش نه ايست كه آنان خدا و پيامبرش باور نداشتند و آنگاه كه مردند بدكار بودند 86 پس تو را مال و فرزندشان شگفت نارد ، كه خدا خواهد بفراهم كردن سرمايه و پرورش فرزند در اين جهان آزارشان كند و بهنگام مرگ كافر بوند كه جانشان درآيد 87 و چون در سوره اى ز قرآن دستورى رسد كه به خدا بگرويد و با پيغمبرش بجنگ كافران رويد ، سرمايه دارانشان ز تو دستور خواهند و گويند : ما را به خود گذار تا با آنها كه بجاى ماندهاند بمانيم 88 آنها خوشنودند كه با كناره گيران باشند چون دلهاشان سر به مهر است و دريافت حقّ نمىكنند ، ليكن پيامبر و آنها كه بحقّ گرويدند همگام او بجان و مال جنگ مىكنند و براىشان همه خوبيها بود و رستگار اينانند و بس 90 چه خدا براى آنها بهشتها آماده كرده است كه نهرهاى آن روان است و در آن بجاودان باشند و رستگارى بزرگ همين است و بس . سخن مفسّرين : « فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّه » 82 مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى شاد هستند كه ماندهاند و با پيغمبر نرفتهاند ، بعضى گفتهاند : يعنى شاد از مخالفت پيغمبر ص هستند كه براى مخالفت با او نرفتهاند . « وَقالُوا لا تَنْفِرُوا » 82 طبرى و مجمع و ابو الفتوح مختلف نوشتهاند : 1 - ابن عبّاس گفته است : بپيغمبر گفتند : اكنون هوا گرم است و ما طاقت نداريم و در اين
--> ( 1 ) يعنى دعا مكن در حقّ او و « اللَّهمّ اغفر له » را بعد از تكبير چهارم نگو . ( مصحح )