ابراهيم عاملي ( موثق )
422
تفسير عاملي ( فارسي )
زدن و اهانت چيز ميآموختند و اين موجب بود كه حسّ بزرگى و شرف و عزم و اراده ى بچه از دوران اوّل زندگى نابود شود و با ضعف و ترس و بد دلى بزرگ شود و نيروى دفاع از او سلب شود . از اين جهت عموم مردم اين تحصيل كرده ها را فردى ضعيف و بيچاره ميديدند چون از كوچكى خوى گرفتهاند كه بخوارى و دلشكستگى و اطاعت كوركورانه بزرگ شوند ، اين بود گفته ى ابن خلدون در مقدمّه ى كتابش . و علَّت استهزاى علماى علوم دينى بر ديگر علمها بواسطه ى نقص در كار آموزش آنها است كه از بچگى به آنها تلقين شده است غير از فقه شافعى و حنفى مثلا و بجز كتابهاى نوشته در اصول دين و توحيد ديگر كتابها و نوشته و علوم غلط است و بيفايده و من سه نمونه از طرز فكر اين دسته ى علماى مسلمين بشما نشان مىدهم : 1 - بيست سال پيش يكى از امراى شهر مدارس هند بنام جمال الدّين بمصر آمد با چند نفر مترجم كه پيش از آمدن به اينجا باستانبول رفته بود و از شيخ الاسلام حكمى گرفته بود و از شيخ الاسلام اينجا هم استفاده كرده بود و فتواى او را گرفته بود . و چون با من ملاقات كرد گفت : من مدرسه اى به خرج شخص خودم در مدارس باز كردم علماى آنجا تدريس تاريخ و جغرافيا را در آنجا حرام كردند ، و از من فتوى خواست ، در جواب نوشتم : همه ى علوم و صنعتها واجب كفائى است و مسلمانان اگر به اين وظائف عمل نكنند همه گناهكارند ، 2 - مردى از اشراف هند بمصر آمد و پسر خود را سپرد به مدرسه ى ( نحضيريه ) كه ( بدرب الجماميز ) است . روزى من گذرم به آنجا افتاد او را معرّفى كردند . و براى من نقل كرد : ما در هندوستان خانواده ى بسيار بزرگى هستيم كه در هر شهر هند قبيله اى از ما هست و همه ى اين قبيله ى بزرگ معتقد هستند كه سپردن فرزند به مدرسه عار است و بىشرفى و من از ترس دشنام و آزار آنها آمدهام اينجا كه فرزندم بمدرسه برود و درس بخواند . 3 - در سه سال پيش عالمى از چين به نام ( وان وين كين ) اينجا آمد . روزى به من گفت : چهار نفر از پيشقدمان مسلمين چين را فرستادم كه در فكر و فرهنگ مردم آنجا مطالعه كنند ، چون وارسى كردند معلوم شد به طور كلَّى جاهلتر طبقات چينيها مسلمانان آنجا هستند كه