ابراهيم عاملي ( موثق )

394

تفسير عاملي ( فارسي )

مدرسه رفته ى هر علم و هر فنّ در چنين اجتماع مغرور است و منحرف و به حكم احبار و رهبان آن زمان زيرا شرافت علم و احتياج به آن از يك طرف و نادانى و ناشيگرى عمومى از يك طرف موجب مىشود كه اينها با تعجّب و تحيّر به آنها بنگرند و آنها با چشم تحقير و توقّع زيادى به اينها نگاه كنند . و با مطالعه ى در اوضاع اجتماعى خودمان به خوبى مفاد اين جمله هاى « كَثِيراً مِنَ الأَحْبارِ » تا « عَنْ سَبِيلِ اللَّه » مشاهده مىشود . اگر كار با يك درس خوانده و مهندس باشد به گرانتر قيمت و هزار خود فروشى كمتر و بدتر نتيجه به دست مىآيد و همين طور از ديگر متخصّصين در هر رشته كه مردم محتاج به آنها هستند كار احبار و رهبان كه قرآن گفته است به خوبى نمايان است ، و هم آن دسته كه در طراز احبار و رهبان هستند يعنى با قرآن و حديث ، و علم دين سر و كار دارند هر چه در هر كهنه كتاب ديده‌اند به نام حديث و فرموده امام بهانه مىكنند و مانع از علم و دانش مىشوند از جيب مردم زندگى مىكنند و مانع از آن فكر و عمل مىشوند كه هدف اسلام و نتيجه ى تربيت اجتماعى آن بوده است . 2 - ارتباط جمله هاى « الَّذِينَ يَكْنِزُونَ » تا آخر با جمله هاى جلو شايد اين باشد كه آن عالمها و عابدها و آن مالدوستها تفاوت در سرنوشت خود ندارند و هر دو دسته به عذاب اليم گرفتار خواهند شد و علم و عبادت تلافى كار زشت آنها را نمىكند و مانند ديگر مردم پولپرست معذّب خواهند بود ، 3 - آيت دوّم « يَوْمَ يُحْمى » تا آخر شايد براى نشان دادن حقيقت كار آن مردم است كه دوستى طلا و نقره و ذخيره ى آن و در آخر رها كردن و رفتن داغى و سوزى در دل آنها مىگذارد كه پيوسته پيشانى و پشت و پهلوشان را مىسوزاند ، و هميشه در سوز و گداز رنج جمعآورى و ترك يكبارگى معشوق خود هستند ، 3 - از آيت سوّم « إِنَّ عِدَّةَ » تا آخر ممكن است استفاده شود كه در آفرينش و طبيعت ماه و خورشيد ، زمان به دوازده ماه تقسيم شده است و نگاهدارى و مواظبت از آن شرط اصلى زندگى است ، و « نسيء » و بر هم زدن اين حساب گمراهى است و انحراف كه آدمى نتواند هنگام انجام وظيفه ى خود را تشخيص دهد و يا وقت قرارداد و سر رسيد خود را نداند ،