ابراهيم عاملي ( موثق )
362
تفسير عاملي ( فارسي )
روى سخن با منافقين باشد و ممكن است با آن مسلمانان باشد كه ميل به جهاد نداشتند و باجبار به جنگ مىرفتند و معنى « لا يعلم » اين است كه هنوز معلوم خداوند نشده است چون موجود نشده است ، زيرا اگر چيزى به مرتبه ى وجود رسيد معلوم خداوند است . سخن ما : 1 - عموم اين آيات براى تحريك احساسات مسلمين است كه با سوابق رفتار مشركين و فكر و خوى كنونى آنها چگونه مىخواهيد رعايت پيمان بكنيد و يا در جنگ و كشتن آنها كوتاهى كنيد تا باز گرفتار بىرحمى آنها بشويد ، 2 - آيت آخر رهبرى است به اين اصل تربيتى عمومى كه انسان بايستى در اخلاق و روش اجتماعى و فكر و كار شخصى خود تمرين كند تا ورزيده شود و بتواند به خوبى از عهده وظائف خود برآيد و جمله ى « أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا » شايد اشاره باشد به اينكه بر انسان مشتبه نشود كه با نماز و روزه همه ى كمالات آدمى را طى كرده است و شخص مؤمن متمدّن صالح شده است . و جمله ى « الَّذِينَ جاهَدُوا » شرط اصلى تكامل اخلاق و انسانيت را معلوم ساخته است كه جنگ با دشمن خارجى است و داخلى و تمرين و رياضت است در برابر خواسته هاى نفسانى و شيطانى . تجربه و مطالعه ى اخلاق عمومى كنونى اين مطلب را خوب روشن مىكند ، چون مىبينم مردمى عابد و مواظب انجام آداب و رسوم دينى هستند ، ولى از آن روح و خوى آدميّت كه اسلام و پيغمبر ( ص ) مردم را پرورش داد خبر ندارند ، نه حسّ اجتماعى دارند كه در كارهاى زندگى با مردم همكارى كنند و نه خوى صبر و بردبارى دارند كه سختيهاى زندگى و انحرافهاى اخلاقى ديگران را تحمّل كنند ، نه با مناعت و نظر بلند هستند كه در برابر مطامع و سود فرضى خود حقّ دوستى و خويشاوندى و انصاف را هم در نظر بياورند ، و نه فكر و كار خود را به درستى مىسنجند و صحيح قضاوت مىكنند تا بتوانند ديگران را هم راضى نگاهدارند و افراط در تجاوز مالى و اخلاقى به مال و آبروى مردم نكنند ، با اندك وارسى به اخلاق فرد فرد اين مردم خوب روشن مىشود : كه رنجشها و نگرانيها و دعاوى و قطع روابط نتيجه ى همين نواقص تربيتى است و تقصير