ابراهيم عاملي ( موثق )
358
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : استجار - يارى خواست و پناهنده شد ، استقاموا - از مصدر « استقامة » به معنى با اعتدال و راستبال و غير منحرف بودن ، * ( يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ ) * - ما فوق شما مىشوند و بر شما چيره مىشوند و كمك مىكنند ، يرقبوا - از مصدر رقابه به فتح را به معنى پاسبانى و حراست كردن و منتظر بودن و پرهيز كردن ، الّ - عهد و پيمان و همسايه و ريشه و اصل خوب ، و كينه و دشمنى خويشاوندى ، ذمه - امان و درستى و اطمينان و عهد و پيمان و ضمانت كردن و به گردن گرفتن ، وليجة - دوست مخصوص و مورد اطمينان به اصطلاح جان در قالب . ترجمه : 6 و اگر كسى از بتپرستان ز تو اى محمّد پناه خواست پناهش بده تا كه سخن حقّ بشنود وز آن پس او را به سرزمين آسودگى خودش برسان كه آنها مردمى نادان بودند ، 7 چگونه شود كه بتپرستان را با خدا و پيغمبرش پيمان باشد مگر كسانى كه به مسجد الحرام با شما پيمان بستند تا آنگاه كه با شما به راستى و درستى باشند شما با آنان چنان باشيد كه خدا دوست پرهيزگاران است ، 7 چگونه شود [ از آنان آسوده باشيد ] كه اگر بر شما چيره شوند هيچ سوگند ، و دوستى جلو چشمشان نگيرد ، آنها شما را به زبان خوشنود كنند و به دل نينديشند و بيشترشان مردمى بدكار بودند 9 اينها بودند كه آيات خدا را به بهاى كم فروختند وز راه حقّ جلو گرفتند و چه بد مىكردند 10 كه خويشى و دوستى مؤمنان را به چيزى