ابراهيم عاملي ( موثق )
337
تفسير عاملي ( فارسي )
از اين جمله ها يهود بنى قريظه هستند كه با پيغمبر پيمان داشتند و در جنگ خندق پيمان خود شكستند كه به اعراب كمك كردند . « يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ » 57 تفسير نيشابورى از ابن عبّاس ، و تفسير حسينى از تبيان شيخ طوسى نقل كردهاند كه بنى قريظه با پيغمبر پيمان داشتند و در جنگ بدر اسلحه به قريش دادند و عذر آوردند كه فراموش كرديم كه با شما پيمان داريم باز پيمان برقرار كردند و در جنگ خندق با احزاب هم دست شدند ، اين - است مقصود از پيمان شكستن در هر نوبت . « فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ » 58 طبرى : يعنى چون به اين مردم پيمان شكن مسلَّط شدى طورى رفتار كن كه باقيمانده ها و آن مردم كه به جاى آنها هستند در بدر و متفرّق شوند تا جرأت پيمان شكنى براى آنها نماند . مجمع : بعضى گفتهاند : « شرّد يعنى سمّع » و مقصود اين است طورى با آنها رفتار كن كه به گوش ديگران برسد و عبرت بگيرند « 1 » . تفسير نيشابورى : يعنى طورى رفتار كن كه باقيماندگان بعد از آنها از جنگ و معارضه ى با تو متفرّق شوند و فرار كنند . « فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ » 59 طبرى : يعنى قرار داد را به سوى خودشان رد كن تا هر دو در اطَّلاع از حال يكديگر مساوى باشيد و بدانيد كه با هم در جنگ هستيد و بعضى گفتهاند : معنى « على سواء » عدل است يعنى تا معتدل شود علم هر يك بر محاربه ى با ديگران ، و بعضى هم گفتهاند : « سواء » بمعنى وسط است ، يعنى در ميانه ى حقّ و عدالت كه نه كمتر و نه بيشتر باشد و برابرى دو دسته در دشمنى و احتراز از همديگر كارى است عادلانه و در حدّ متوسطَّ . « وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ » 60 مجمع : عده اى از قاريها « يحسبنّ » با ياء به صيغه ى غايب خواندهاند و ديگران با تاء و صيغه ى خطاب و همزه ى
--> ( 1 ) راغب اصفهانى گفته است : « فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ » اى اجعلهم نكالا لمن يعرض لك بعدهم .