ابراهيم عاملي ( موثق )
321
تفسير عاملي ( فارسي )
موافقت كنيد بر همه ى عرب مسلَّط مىشويد و ديگران هم مطيع شما مىشوند ابو جهل را حسد بر آن داشت كه گفت « اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا » تا آخر كه در آيات جلو گفته شده است . و بعد از گفتن اين جملات گفت « غفرانك اللَّهم » و مقصودش استغفار از گفته ى خود بود كه ( خدايا از آسمان بر من سنگ ببارد اگر اين سخنان راست است ) و جمله ى « هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » اشاره به ابو جهل است و سخن دوّم او كه : « غفرانك اللَّهمّ » باشد و نتيجه اين است كه تا هر وقت اين كافران نام خدا و استغفار بر زبان بياورند از عذاب معاف هستند . و پس از آن كه تصميم گرفتند پيغمبر را بكشند و آن حضرت از مكه فرار كرد با جمله هاى « وَما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّه » تا آخر ، سرنوشت ابو جهل و يارانش معيّن شد كه در جنگ بدر كشته شدند . و از ديگرى نقل شده است كه معنى جمله ى « ما كانَ اللَّه مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ » اين است كه اگر آنها مرد استغفار و خداپرستى باشند عذاب نمىشوند . « إِنْ أَوْلِياؤُه إِلَّا الْمُتَّقُونَ » 34 مجمع : از امام باقر ع روايت شده است : يعنى فقط متقون و پرهيزگاران و دلبسته ى به مسجد الحرام هستند نه اين كافران كه آنجا را عمارت و وارسى مىكنند . و بعضى گفتهاند : يعنى دوست خدا پرهيزگاران هستند نه كافران . « وَما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً » تا آخر آيه 35 طبرى : طلحه بن عمرو گفت : مكاء سوت زدن است كه به وسيله ى انگشتان و دهان انجام مىدادند . سعيد بن جبير جانبى از كوه ابو قبيس به ما نشان داد كه كافران اين عمل را در آنجا انجام مىدادهاند . ابو الفتوح نوشته است : مجاهد گفت : جماعتى از بنى عبد الدّار ، چون رسول طواف كردى ، ايشان بر طريق استهزاء از پس او مىرفتندى و به دهن صفير مىزدندى و دست مىزدندى . مقاتل گفت : چون رسول در مسجد الحرام نماز كردى دو كموك بيامدندى بر راست او بايستادندى و دو بر چپش و صفير مىزدندى و دست مىزدندى تا او را به غلط افكنند . خداى تعالى ايشان را به بدر گرفتار كرد . سدّى گفت : مكاء