ابراهيم عاملي ( موثق )

317

تفسير عاملي ( فارسي )

مكاء و تصدية - دستزدن و سوت زدن معنى مىشود ، يركم - از مصدر ركم به فتح راء و سكون كاف به معنى انباشتن و بر هم توده كردن . جهت نزول : طبرى : اعراب در دار النّدوه كه جايگاه مشاورت آنها بود با يكدگر شور كردند كه با پيغمبر ص چه رفتار كنند كه از او آسوده شوند ، هر كسى نظرى اظهار كرد : يكى گفت : حبسش كنيد ديگرى گفت : از سرزمين خود اخراج نمائيد سومى گفت عاقبت اين رفتارها بد خواهد شد به دسته جمع از همه ى قبائل در شب بر سرش بريزيد و بكشيدش و خونبهايش را همه بپردازيد . جبرئيل آن حضرت را مطَّلع كرد و حضرت علىّ عليه السّلام را فرمود كه بر جاى او بخوابد و خود به طرف مدينه روانه شد ، آيت « وَإِذْ يَمْكُرُ » براى اين قضيه نازل شد . ترجمه : 30 اى محمّد به ياد آر آن روزگار كه كافران حيله در كار تو مىكردند تا در بندت گذارند يا اخراجت كنند و يا تو را بكشند . آنها چاره در كار تو مىكنند و خدا نيز چاره گرى مىكند و او بهترين چاره گران است 31 و چون براى كافران آيات قرآن بخوانند گويند ما شنيديم و اگر بخواهيم مىتوانيم بمانند چنين كلمات درست كنيم ، كه اينها جز افسانه هاى كهنه اى بيش نيست . 32 و نيز به ياد بيار كه گفتند : خدايا اگر اين سخنان درست است و از جانب تو باشد پس از آسمان بر ما سنگ بريز و يا به عذابى سخت گرفتارمان كن 33 لكن سرنوشت خداوند نه چنين است كه مردم را گرفتار كند [ با اينكه وسائل سعادت در اختيار دارند ] و تو در - ميان ايشان باشى . نه خدا گرفتارشان كند با اينكه استغفار مىكنند [ و يكبارگى زياد خدا بىخبر نيستند ولى ] 34 چه شايستگى دارند كه خدا عذابشان نكند كه از عبادت در مسجد الحرام مردم را جلوگير مىشوند و آنها نشود دوست خدا باشند كه دوستان او جز پرهيزگاران نباشند ولى بيشتر آنان نادان بودند 35 آن كافران به جلو خانه ى كعبه نمازى نداشتند مگر سوت زدن و دست زدن پس به سزاى بدكارى خود آزار خداوندى بچشيد كه كافر بوديد 36 اين كافران سرمايه خود را براى جلوگيرى